
ویژگیهای خاص طبیعی و اقلیمی و تنوع آب و هوایی، سبب گردیده است تا سرزمین بختیاری در رده متنوع ترین رویشگاه های گیاهی کشور قرار گیرد. در مطالب پیشین گفته شد که چهارمحال و بختیاری یکی از مهمترین و بزرگ ترین رویشگاه های گیاهان دارویی کشور بوده و برخی از گونه های انحصاری از گیاهان دارویی را در خود جای داده که نشانه ای از این تنوع رویشگاهی است.
اخیرا" در منطقه دوپلان اردل و در حاشیه رودخانه کوهرنگ، توده ای درختچه ای از تلخ بیان شناسایی گردیده که در نه تنها در محدوده 300 هزار هکتاری جنگلهای چهار محال و بختیاری منحصر به فرد بوده بلکه بر بنیاد گفته های کارشناسان سازمان جنگلها و مراتع، تا کنون وجود چنین توده درختچه ای در منطقه رویشی زاگرس گزارش نشده است.
این گونه درختچه ای با نام علمی sapohors mollis متعلق به خانواده papilionaceae بوده که یکی از خواهش اکولوژیکی آن، درجه حرارت بالا می باشد و به نظر می رسد مزوکلیمای منطقه رویش - نزدیکی به خوزستان، عبور رودخانه دایمی و توپوگرافی منطقه – شرایط حضور این گونه نادر را فراهم ساخته است.
نکته تأسف برانگیز این ماجرا، عبور جاده ارتباطی اردل با روستاهای منطقه مشایخ – جاده گورمیزه – از میان این توده درختچه ای منحصر بفرد بوده که به بهانه کوتاه نمودن مسافت جاده قدیمی و بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی و استانداردهای جاده سازی در مناطق جنگلی، در سال گذشته احداث گردیده و متأسفانه سبب نابودی بخشی از این توده نادر شده و در آینده نیز حفاظت و حمایت از این منطقه ارزشمند را با مشکل مواجه خواهد کرد.
به لحاظ نادر بودن این توده درختچه ای در زاگرس، اکوسیستم محلی شکل گرفته و گونه های گیاهی آن دارای ارزش حفاظتی بوده و بایستی حفاظت و حمایت ویژه ای از این محدوده به عمل آید که در همین راستا منابع طبیعی استان درصدد اعمال مدیریت ذخیره گاه بر روی آن منطقه منحصر بفرد است.
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 0:29  توسط هومان خاکپور

در نوشتار پیشین از وضعیت بحرانی و خشکی بی سابقه ی امسال تالاب گندمان و سایه مرگی که بر روی آن گسترده شده و آرام و بی صدا آن تالاب بین مللی را به کام مرگ و نابودی می کشاند نوشتم، خشکی بی سابقه ای که تاکنون هیچ یک از ساکنین آبادی های اطراف به یاد نداشتند.
در حالی شاهد این قحطی و بحران آب مرگبار در تالاب ارزشمند گندمان هستیم که این زیست بوم تنش فاجعه باری را در سال گذشته پشت سر گذاشته است. آتش سوزی گسترده ای که مهار و اطفاء کامل آن قریب به یک ماه طول کشید و نهادهای متولی به دلیل نداشتن تجهیزات سخت افزاری مناسب در مقابله با آن عاجز و درمانده بودند!
در آن رخداد تلخ دیدیم که تنها آبگیرهای پراکنده در گستره ی تالاب بودند که توانستند آتش به عمق رفته را مهار کنند و از پیشروی آتش جلوگیری کنند. شرایط ویژه تالاب و ضخامت 12 متری تورب ها (زغال سنگ نارس) سبب گردید به رغم مهار آتش سوزی سطحی، آتش به زیر رفته و با اندک بادی به سطح آمده و مجددا" شعله ور گشته و کار اطفاء را با مشکل مواجه سازد.
در شرایط فعلی که پدیده های طبیعی – خشکسالی و افزایش درجه حرارت – و اقدامات نابخردانه انسانی - عدم رعایت حق آبه طبیعی تالاب، حفر چاه های مجاز و غیرمجاز و برداشت های بیش از حد مجاز آب جهت بخش کشاورزی، تغییر مسیر و بستر رودخانه آقبلاغ و جلوگیری از ورود آب چشمه ها به تالاب – وضعیتی به مراتب بحرانی تر و خشک تر از سال گذشته را برای گندمان رقم زده اند، خطر آتش سوزی بیش از سال گذشته این تالاب خشک و آسیب پذیر را تهدید می کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 0:17  توسط هومان خاکپور

تالاب گندمان را که یادتان هست؟ تالابی که در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی «لندن – 1352» به ثبت رسیده و با مساحتی حدود 1000 هکتار در فاصله 20 کیلومتری جنوب بروجن و 4 کیلومتری شهر گندمان قرار گرفته است. همان تالابی که در اوایل پائیز سال گذشته قریب به یک ماه در آتش می سوخت و تا مدت ها آتش در عمق جانش جا خوش کرده بود.
همچنان که در مطالب پیشین گفته شد نزولات جوی، رودخانه آق بلاغ و چشمه های حاشیه تالاب از جمله منابع آبی گندمان را تشکیل می دهند و رویشگاه های گیاهی آن - گونه های حاشیه ای و نم پسند – زیستگاه های جانوری منحصر به فردی را برای زمستان گذرانی و تخمگذاری پرندگان مهاجر و اسکان دائم پرندگان بومی بوجود آورده که قریب به 15 گونه پرنده ی بومی و قریب به 30 گونه پرنده مهاجر نواحي سردسير شمالي با جمعیت های زیاد، انواع مارها و قورباغه ها و لاک پشت ها و پستانداران و ماهی ها در خود جای داده است.
در بازدیدی که امروز – 12/6/89 – به همراه دوستان ساکن در آبادبوم های اطراف تالاب داشتم شوربختانه تاکنون اقدام چندانی برای مهار و جبران تهدیدهای طبیعی و انسانی وارد بر تالاب صورت نگرفته بود و سایه مرگ بر قسمتهای زیادی از تالاب سایه گسترده بود!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 23:55  توسط هومان خاکپور

خرسان 3 یکی از 3 سد غول پیکر برق آبی در دست احداث بر روی رودخانه خرسان است که این روزها، با آغاز پروژه ی احداث جاده های دسترسی، عملیات اجرایی احداث آن در جنگل های لردگان کلید خورده است. این سد بتني دوقوسي با ارتفاع 195 متر و درياچهاي به حجم يك هزار و 155 ميليون متر مكعب و در بالادست سد کارون 3 ساخته خواهد شد.
در نوشتارهای پیشین به خسارت های زیست محیطی و طبیت گردی ناشی از احداث این سد اشاره کرده بودم، سدی که در آینده ای نزدیک و با آبگیری، آبشار آتشگاه لردگان را به همراه درختان کهنسالش در خود غرق خواهد کرد. آبشار آتشگاه یکی از مناطق گردشگري طبیعی و دیدنی ترین جاذبه های لردگان در سرزمین بختیاری بوده که تقریبا" در تمامی طول سال پذیرای طبیعت گردانی از سراسر استان و کشور – خصوصا" مردم استان های اصفهان و خوزستان - می باشد. این آبشار در فاصله حدود 50 کیلومتری جنوب غربی شهر لردگان و در دامنه کوه های سر به فلک کشیده و در دره ای زیبا و ناهموار به طول 2 کیلومتر در بالادست روستای آتشگاه واقع گردیده است. آبشارهای کوچک و بزرگ، درختان کهنسال و طبیعی بلوط و چنار در مسیر آبشار تا محل اتصال به رودخانه خرسان، مناظر دیداری کم همتایی را ایجاد کرده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 0:39  توسط هومان خاکپور

وقتی سخن از «کپر» به میان می آید شاید ذهن خیلی ها ناخودآگاه به مناطق جنوب کشور و استان هایی مانند هرمزگان و به میان خاطرات خود از نخلستان ها پرتاب شود. اما در این نوشتار شما را به منطقه زاگرس – منطقه ای که تأمین کننده 40 درصد آب کشور است - دعوت می کنم که ظاهرا" همین اقامتگاه های سایهبانی می رود تا در ردیف عوامل تهدید جنگلهای در حال تخریب این دیار قرار گیرد.
هر چند ساختن این اقامتگاه های موقتی از قدیم الایام در کنار مزارع، باغات و صیفی کاری های منطقه زاگرس هم کم و بیش رواج داشته است و به عنوان سایه بانی موقت جهت استراحت های کوتاه مدت و نگهداری ظروف آب، مواد غذایی و محصولات باغی و صیفیجات مورد استفاده قرار می گرفته است، اما حالا دیگر وضعیت بحرانی و سیر نزولی و تبدیل جنگل های دانه زاد به شاخه زاد در زاگرس، این پدیده را در صف عوامل تخریب جنگل ها قرار داده است.
در گذشته دانه زاد بودن جنگلهای زاگرس و استفاده از سرشاخه های درختان تنومند و کهنسال برای بنا کردن این سایه بان های کوچک، آسیب چندانی به درختان وارد نمی کرده و جنگلها تحمل این نوع بهره برداری ها را داشته اند. اما در طول چند دهه ی اخیر که جنگلهای زاگرس با قطع درختان تک پایه و دانه زاد مواجه شده و سیر قهقرایی پیدا کرده و جنگلهای دانه زاد کم کم جای خود را به جنگلهای شاخه زاد و جست گروه ها داده اند، این جست گروه های جوان هستند که مصالح کپرها را تشکیل می دهند و برای ساخت این کپرها، صدها جست گروه به مسلخ می روند!
اخیرا" مشاهده شده است که در برخی آبادبوم های جنگلی زاگرس، برای برگزاری مراسم سوگواری و جشن های خود اقدام به ساخت کپرهای بزرگ و وسیع می کنند و سبب نابودی تعداد زیادی از درختان جوان بلوط در اطراف محل زندگی خود می شوند! کپرهایی که چندین برابر سایه بان های قدیمی وسعت داشته و برای تأمین مصالح آنها به ناصواب بخشی از جنگلهای زاگرس قطع و نابود می شوند!
به لحاظ اینکه این گونه کپرهای بزرگ معمولا" برای مراسم های سوگواری و یا جشن های عروسی ساخته می شود، محدودیت های اخلاقی محلی و قومی زیادی را برای مأمورین در برخورد با این تخلفات ایجاد می کند. هرچند که در برخی مناطق مشاهده گردیده است که تعدادی از نهادهای متولی اقدام به پخش اطلاعیه های هشداری و آموزشی نموده اند و اهالی روستاها را از این طبیعت ستیزی ناآگاهانه نهی کرده اند و اعمال مجازات های قانونی را برای رخداد غیر قانونی برشمرده اند، اما تاکنون به رویه ای واحد و بازدارنده برای مقابله با این پدیده مخرب دست نیافته اند.
به نظر می رسد وقت آن رسیده باشد که تمامی نهادهای فرهنگی، اجتماعی، رسانه ها، شوراهای اسلامی روستاها، روحانیون و تمامی افراد زی نفوذ محلی، سکوت خود را شکسته و با حساسیت سزاواری که از خود نشان می دهند به کمک ادارات منابع طبیعی در مناطق جنگلی شتافته و با اطلاع رسانی و آگاهی بخشی مؤثر، مردم را از این اقدام ناصواب برحذر دارند ...
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 0:11  توسط هومان خاکپور

در حالی که مقامات عالی رتبه عراقی به دلیل وجود مشکلات بزرگ در کشورشان، محیط زیست را اولویت چهارم دولت شان می دانند و برای مهار ریزگردهای عربی و به خطر افتادن سلامت شهروندان ایرانی اظهار شرمندگی می کنند، به نظر می رسد طرف ایرانی هم قادر نباشد در کوتاه مدت کار چندانی برای مهار این بحران فرا منطقه ای و نجات شهروندانش در بیش از 18 استان کشورش انجام دهد و بالغ بر 130 میلیون هکتار از آسمان کشورش را از این بحران نفس گیر رهایی بخشد!
همینطور که می دانید بر بنیاد نتایج پژوهش ها و تحقیقاتی که تاکنون صورت پذیرفته است به نظر می رسد منشاء اغلب اين ریزگردها، تالاب های خشکیده و نابود شده در سرزمین عراق بوده که علاوه بر دولت ناکارآمد عراق، کشورهای منطقه – تركيه، سوريه و ایران – نیر در ایجاد این کانون های تولید گرد و غبار مقصر و سهیم بوده اند. وضعيت برداشت کشورهای منطقه از «حق آبه» تالابها در مرز ايران و عراق در سال های اخیر استاندارد نبوده و چنین وضعيت بحراني فرا منطقه ای رقم خورده است كه هركدام از كشورهاي همسايه به شكلي در بروز آن نقش داشتهاند.
حال که مردمان بام ایران به یمن بالانشینی و فاصله با کانون های تولید گرد و غبار، تا حدود زیادی از اثرات زیانبار انسانی و محیط زیستی این پدیده در امان مانده اند، اما استقرا معدن شن و ماسه و عدم رعایت استانداردهای فنی و زیست محیطی سبب گردیده است بام ایران نشینان هم مجبور شوند با همان وضعیت بحرانی حاکم بر فضای مناطق مرزی کشور روبرو گردند!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 14:58  توسط هومان خاکپور

رخدادی که این روزها تارنمای کم همتای مهار بیابان زایی را بیش از دیگران سرخوش کرده است، صدور فرمان بان کی مون مبنی بر آغاز دهه ای جهانی با عنوان «حراست از بیابانها و مقابله با بیابانزایی» است که این بار سازمان ملل به وعده ی داده شده خود در سال ۲۰۰۶ (سال جهانی بیابان و مقابله با بیابانزایی) عمل کرده است و سعی دارد در این دهه – سال های 2010 تا 2020 – دولت ها خطر تخریب زیست بوم ها و بیابانی شدن آن ها را جدی بگیرند و برای مهار این بیابان زایی بیش از پیش بکوشند.
اگر بیابان ها را به عنوان یکی از بومسازگان زمین بشناسیم، جلوگیری از تخریب و نابودی جنگل ها، مراتع، تالاب ها و بیشه زارهای طبیعی از مصادیق بارز مقابله با بیابان زایی خواهند بود. توجه جدی به شناسایی و مهار عوامل تخریب این عرصه های طبیعی، سبب خواهد شد تراز اکولوژیکی سرزمین مادری مان روندی مثبت پیدا کرده و هیچگاه شاهد سیلاب های ویرانگر و ریزگردهای نفس گیر و آبادی های خالی از سکنه و ... نباشیم و از محیط زیستی پایدار و حیات اجتماعی رو به رشدی برخوردار باشیم.
در سومین دور از سفرهای استانی هیأت دولت به استان چهار محال و بختیاری، به مانند برخی از دیگر مناطق کشور، شاهد توجه نسبتا" سزاوار دولتمردان به منابع طبیعی این قطعه از سرزمین مادری بوده ایم. اختصاص مبلغ 6 میلیارد تومان به منظور کنترل و مهار عوامل تخریب جنگل ها و مراتع چهار محال و بختیاری از مصوبات زیست محیطی هیأت دولت در این سفر بوده است. توانمند سازی خانوارهای جنگل نشین، تعادل دام و مرتع و تغییر الگوی مصرف سوخت – که جملگی از عوامل تخریب عرصه های جنگلی و مرتعی می باشند – اهداف اصلی این مصوبه سبز را تشکیل می دهند.
هرچند برای مهار کامل این عوامل تخریب در سرزمین بام ایران، نیاز به اعتبارات چند 10 برابری و توجه خردمندانه و جدی تری است اما اختصاص این مبلغ اندک نخستین چراغی است که برای مهار عوامل تخریب و مقابله با بیابان زایی در بخشی از سرزمین بختیاری روشن گردیده است. انشاءالله که دولتمردان با تخصیص به موقع و حقیقی اعتبار پیش بینی شده در این مصوبه مانع خاموش شدن این چراغ گردیده و با تصویب اعتبار مورد نیاز جهت پوشش کل استان، جاجای طبیت بختیاری را چراغانی کنند.
مصادف شدن ابلاغ این مصوبه با آغاز «دهه ی جهانی مهار بیابان زایی» را به فال نیک می گیریم و دعا می کنیم تخصیص اعتبارات این مصوبه نیز به سرنوشت مصوبه 35 میلیارد تومانی اعتبارات اختصاص داده شده به عملیات های آبخیزداری در سفر دور اول هیأت دولت به سرزمین بختیاری دچار نگردد!
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 0:58  توسط هومان خاکپور

بر بنیاد گزارش اخیر مديرعامل آبفار چهارمحال و بختياري، هم اکنون 248 روستا در چهارمحال و بختياري با کمبود آب آشامیدنی مواجهه اند که این نابسامانی بیشتر در منطقه لردگان مشاهده می شود! این مقام مسئول در مدیریت آب «سرزمین آبها و چشمه سارها» اعلام داشته است که: «آبدهي چشمهها و قناتها كاهش چشمگيري داشته و بيش از 50 درصد آب چاهها كاهش يافته است، اين در حاليست كه 13 حلقه چاه تامين كننده آب آشاميدني نيز خشك شده است و خطر جیره بندی آب تعداد زیادی از مناطق روستایی را تهدید می کند».
در حالی شاهد این نابسامانی مدیریتی هستیم که سرزمین بختیاری با کمینه ای یک درصدی از وسعت سرزمینی کشور، قادر است به برکت مهرورزیهای بیمنت آسمانش، به تنهایی تأمین کننده ۱۰ درصد آب شیرین کشور باشد و در حال حاضر بخشی از حیات و شادابی استان های اصفهان و خوزستان و یزد و رفسنجان و … را مرهون روان آب های خود کند.
و در شرایطی شاهد قحطی و بحران آب در آبادبوم های لردگان هستیم که این منطقه از بارش میانگین بلند مدت 578 میلیمتر در سال برخوردار بوده و به لحاظ ویژگی های اقلیمی اش، بخش اندکی از بارش های سالانه اش به صورت برف بوده و بارش های بارانی و مایع از جمله شناسه های اقلیمی آن منطقه است. لردگان هر چند در سالهای زراعی 86-87 و 87-88 از کاهش بارندگی نسبت به میانگین بلند مدت رنج برده است – به ترتیب 248 و 408 میلیمتر– اما در سالهای آبی 84-85 و 85 – 86 با بارش های 870 و 976 میلیمتر، روزگارانی بهاری را سپری کرده بودند. یافته های اقلیم شناسی سال آبی 88-89 هم بر خلاف بسیاری از بخشهای کشور، نشان از روزگاری سبزتر - حدود 20 تا 30 درصد بیش از میانگین ۳۰ ساله - برای آبادبوم های لردگان دارد.
از جمله شناسه های طبیعی لردگان، استقرار نیمی از جنگل های استان در این زیست بوم بوده که 157 هزار هکتار از وسعت 300 هزار هکتاری این ناحیه جنوبی سرزمین بختیاری را شامل می شود. وجود چنین پوشش جنگلی در لردگان سبب شده است که سرانه جنگل اهالی این سرزمین بیش از 2 برابر میانگین استان چهارمحال و بختیاری و بیش از 4 برابر میانگین کشور باشد.
این نکته حائز اهمیت است که گرچه خشکسالی نسبی 2 سال گذشته و عواملی چون شرایط حاکم بر میزان رطوبت خاک و ذخایر آبهای سطحی و زیرزمینی سال قبل و همچنین معضل درجه حرارت و افزایش آن در سال جاری نسبت به سال قبل و افزایش تبخیر بارشهای دریافتی و در نتیجه کاهش میزان رطوبت خاک در ایجاد وضعیت اسف بار فعلی بی تأثیر نبوده است اما این قحطی و بحران آب فقط محدود به شرایط فوق نبوده، بلکه شرایط مدیریتی حاکم بر این سرزمین، مثل برداشت های اضافی چاه های مجاز و غیر مجاز از آب های زیر زمینی، کشاورزی سنتی، پائین بودن راندمان آبی و استفاده از روش های آبیاری غیر مکانیزه و غیر علمی، اصرار بر کشت محصولات با نیاز آبی بالا – برنجکاری ها و ... – و در نهایت عدم توجه سزاوار به برنامه های آبخوان داری و آبخیزداری ارزان قیمت برای مهار و نفوذ آب در زیرزمین و دلباختگی نسبت به احداث سدهای غول پیکر بتنی، بیشترین نقش غیرقابل انکار را در ایجاد این بحران آب داشته اند.
سد احداثی کارون 4 و چهار سد در دست احداث کارون 5 و خرسان های 1 و 2 و 3 بر روی رودخانه های ارمند و خرسان که آبادی های لردگان را به محاصره ی خود درآورده اند سبب گردیده است تبخیر بارشهای دریافتی به شدت افزایش یابد. در صورت آبگیری این 5 سد عظیم، سالانه بالغ بر نیم ميليارد متر مکعب آب - معادل آب مورد نياز بيش از 300 هزار نفر در سال - از سطح دریاچه های این سدها تبخیر شده و از دسترس خارج می شود.
عدم توجه سزاوار به مدیریت خردمندانه بر ظرفیت های طبیعی و اقلیمی منطقه، و نامدیریتی حاکم بر منابع آبی و پتانسیل های سرزمینی لردگان، سبب پائین رفتن سطح آب های زیرزمینی، کاهش آب چاههای تامین آب آشامیدنی و کشاورزی، ایجاد بحران و قحطی آب در مرکز آبها گردیده است.
برای مقابله با این وضعیت های ناخوشایند و بحران های ایجاد شده، خردمندانه ترین چاره آن است که فلسفه آبخوانداری و آبخیزداری را به جای سدسازی های پرهزینه، طبیعت ستیزانه و منفعت طلبانه بخشی پذیرفته، و با بهره وری از دانش بومی گرانسنگ آبخوانداری و آبخیزداری، مقاومت زیست بوم های کشور در مقابل تغییرات اقلیمی کوتاه مدت و دراز مدت افزایش داده و زیستن در همه سرزمین های خشک را با صرف هزینه های اندک در قیاس با هزینه های سرسام آور سدسازی میسر و آسان نمود.
نکته تأسف انگیز آن است که اعتبار اختصاص داده شده به پروژه های آبخیزداری در مقابل 2 هزار میلیارد تومان صرف شده در سد سازی های منطقه لردگان در 10 سال گذشته، سالانه رقمی کمتر از 150 میلیون تومان بوده است!
امید آنکه سیاستگزاران و دولتمردان ما قبل از آنکه خیلی دیر شود و فرصت ها از دست رود، با تخصیص اعتبارات مناسب و درخور به پروژه های آبخوانداری و آبخیزداری، از هدر رفت سرمایه ها، زمان، آب و خاک این سرزمین جلوگیری کنند و از بروز فجایع دهشتناک خودساخته در آبادبودم های کشور پیشگیری نمایند.
درج نظر
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 0:2  توسط هومان خاکپور

امروز – 24/5/1389 – یکی از اهالی آبادی های اطراف تالاب بین المللی چغاخور از وقوع رخدادی تلخ در رویشگاههای گیاهی اطراف تالاب باخبرم کرد. رخدادی نابخردانه و سودجویانه ای که در طی یک ماه گذشته در نیزارهای پائین دست روستای ساکی آباد، از آباد بوم های اطراف چغاخور و بدون هیچ کونه ممانعتی در حال وقوع بوده است.
در مطالب پیشین از اجرای پروژه ی «احداث تونل انتقال آب سبزکوه»، که تالاب چغاخور را به شدت تهدید می نماید نوشته بودم. گفته بودم ظاهرا" قرار است با احداث تونلی به طول ۱۰ کیلومتر در کوه کلار، آب سبزکوه به منظور تأمین آب بخش های صنعتی و کشاورزی به داخل تالاب چغاخور هدایت شود. هر چند تا کنون به برکت مشکلات اجتماعی، عملیات افزایش ارتفاع سد – از ۶ متر به ۱۱ متر – متوقف شده است، اما وزارت نیرو به دنبال رفع مشکلات ایجاد شده و تخصیص اعتبار لازم جهت نابودی تالاب و تبدیل آن به سد انتقال آب می باشد!
تخلیه صدها تن خاک حاصل از عملیات خاکبرداری احداث تونل انتقال آب در نیزارهای اطراف تالاب و دفن نیزارهایی که آشیان پرندگان محسوب می گردد، پیش لرزه های آن رخداد حیرت انگیز - تبدیل تالاب بین المللی به دریاچه انتقال آب - می باشد!
به رغم آنکه قبلا" توسط دستگاه های متولی محلی برای تخلیه این خاک ها اختصاص داده شده بود اما مجری طرح در یک توافق منفعت طلبانه و ناآگاهانه با برخی اهالی روستا های اطراف تالاب، که می خواست زحمت طی مسیری طولانی تر برای تخلیه خاک ها را از سر خود بردارد و به ظاهر منافع مدعیان مالکیت اراضی اطراف تالاب هم در این توافق لحاظ شده بود، اقدام به تخلیه صدها تن خاک در سطحی بالغ بر 2 هکتار از نیزارهای اطراف تالاب نموده و به خیال خود با تغییر کاربری غیر علمی آن زمین ها، منفعتی کوتاه مدت و موقت را به آن مردم هدیه نموده بود!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 23:0  توسط هومان خاکپور
سابقه فعالیت «آژانس همکاری های بین المللی ژاپن» - جایکا JICA – در استان چهار محال و بختیاری به بالغ بر 10 سال می رسد. این آژانس از اواخر دهه 70 در قالب فعالیت های آبخیزداری در حوضه ی کارون بزرگ با مدیریت آبخیزداری استان همکاری داشته است. البته آن همکاری بر خلاف همکاری اخیر – که تنها به صورت فنی می باشد – در قالب همکاری های فنی اعتباری صورت می گرفته است و تأمیه هزینه های اجرای فعالیت های پیش بینی شده نیز بر عهده ی طرف ژاپنی بوده است.

زمینه انجام این همکاری بین المللی با درخواست طرف ایرانی در سال 1387 شروع گردید و پس از طی مراحل دیپلماتیک، با تشکیل تیم فنی ژاپنی – جایکا – و بازدیدهای صحرایی و انجام مطالعات مقدماتی، نهایتا" در اسفند 1388 به امضای قرارداد همکاری فنی منتهی گردید.
هم اکنون مطالعات تفصیلی اجرایی طرح در محدوده 10 روستای جنگلی منطقه بازفت کوهرنگ آغاز گردیده و بر اساس برنامه زمانبندی 5 ساله این قرارداد همکاری، در سال اول به پایان خواهد رسید و در 4 سالی بعدی همکاری های فنی طرف ژاپنی در اجرای طرح در 5 تا 10 روستای مطالعه شده ادامه خواهد یافت.
بر این بنیاد که نقش اصلی این سازمان مستقل بین المللی ژاپن - «جایکا» - پشتیبانی از شیوه های جلب مشارکت مردمی(همراه با درک مسأله) و ایجاد روحیهٔ خودسازی به صورت میان مدت یا طولانی مدت در مردم کشورهای در حال توسعه به منظور کاهش فقر و توسعه اقتصادی است، بهبود و ارتقاء وضعیت اقتصادی اجتماعی اهالی روستاهای جنگلی از جمله اهداف این همکاری بین المللی می باشد.
در این همکاری به آموزش روستائیان و ارتقاء سطح آگاهی آنان نسبت به اهمیت و جایگاه جنگل و منابع طبیعی در اقتصاد پایدار آنها پرداخته خواهد شد. در کنار آموزش روستائیان، به آموزش فنی و ارتقاء مهارت های کارشناسان منابع طبیعی نیز توجه خواهد شد تا زمینه دست یابی به هدف طرح - بهره وری پایدار از ظرفیت های اشتغال زایی و درآمدزایی موجود در عرصه های جنگلی – مهیا گردد.
حال با توجه اینکه اجرای چنین طرح هایی به تثبیت حضور روستائیان در جنگل منتهی می گردد، به نظر می رسد در انتخاب روستاهای هدف بایستی دقت و تأمل بیشتری به عمل آید تا این تثبیت حضور منجر به نابودی آرام جنگلهای در حال تخریب نگردد. برخی از جنگلهای ما در زاگرس در شرایطی قرار گرفته اند که تنها راه نجات آنها، گزینه ساماندهی و خروج روستاها و رها سازی آن جنگلها می باشد، گزینه ای که اجرای آن با اهداف طرح مشارکتی جایکا همخوانی نداشته و در تقابل آشکار می باشد.
به رغم آنکه تأمین کلیه هزینه های انجام مطالعات و برگزاری دوره های آموزشی و مهارتی روستائیان و کارشناسان بر عهده طرف ژاپنی می باشد، اما تأمین اعتبار مورد نیاز جهت اجرایی شده این طرح، بر عهده طرف ایرانی بوده که امیدواریم اعتبار مورد نیاز عملیاتی شدن این طرح، به سرنوشت اعتبارات اجرای طرح های مرتعدار و جنگلداری تهیه شده سنوات قبل دچار نگردد و این الزام پنهان بین المللی، سبب تخصیص اعتبار لازم برای اجرایی شدن این طرح گردد.
اهمیت جنگل در منطقه بازفت کوهرنگ به عنوان میراث کهن زندگی بشر، بهم خوردن توازن بین مردم و پوشش جنگلی در خلال چند ده سال گذشته و روند منفی تغییرات جنگل در اثر فعالیت های دستگاه های دولتی و مردم و عوامل طبیعی از جمله دلایل انتخاب بازفت برای اجرای این طرح اعلام شده است.
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 0:12  توسط هومان خاکپور