آیا سازه های کنترل رسوب می توانند کارون 4 را محافظت کنند ؟

   به این تصاویر حیرت انگیز از رسوب گیری بندهای سنگی ملاتی و گابیونی حوضه آبخیز دره یاس اردل در سرشاخه های کارون نگاه کنید تا عمق فاجعه فرسایش خاک در اراضی بالادست سد کارون ۴ را دریابید!

پر شدن بندهای سنگی ملاتی پس از بارندگی های پائیزی - زمستان88

پر شدن کف بندهای سنگی پس از بارندگی های پائیزی - زمستان88 دره یاس

   زیر حوضه دره یاس در منطقه مشایخ واقع شده و جزء حوضه آبخیز یکصد هزار هکتاری منتهی به سد کارون 4 محسوب می شود که هم اکنون نرخ فرسایش در آن به بالای 25 تن در هکتار رسیده است. البته بیش از 80 درصد سطح یک ونیم میلیونی هکتاری حوضه این سد از یک چنین تشکیلات آسیب پذیر و کم پوششی برخوردار بوده و این یعنی فاجعه ای دیگر در سدسازی بدون مطالعه و ارزیابی و هدر دادن حیرت آور بیت المال!

ادامه نوشته

در پاسداری از بازمانده های ذخایر ژنتیکی شهرکرد بیشتر همکاری کنیم

درختچه بادام کوهی که اینچنین در آتش نابخردی سوخته است!

   بر خلاف گذشته های دور که تمامی سطح استان چهارمحال و بختیاری پوشیده از درختان و درختچه های جنگلی بوده است اکنون تنها مناطقی از لردگان و اردل و کوهرنگ که یک پنجم از سطح استان را تشکیل می دهند جنگلی و مابقی استان که شامل مناطق شهرکرد و بروجن و فارسان می شود به صورت مرتعی است. اما در همین شهرستان شهرکرد هم که در قسمت شمال شرقی و در بخش مرتعی استان واقع شده است می توان برخی بازمانده های ذخایر ژنتیکی جنگلی را مشاهده کرد که گویای روند نابودی و مرتعی شدن جنگل های زاگرس در این سال ها است.

ادامه نوشته

بزرگ ترین شیر سنگی وطن در چغاخور

   امروز به کنار چغاخور رفتیم تا از مناظر زیبای این تالاب بین المللی و کلار سرافراشته و سپید پوش که تعداد زیادی از هموطنان طبیعت دوست را از اقسا نقاط کشور به این قطعه از طبیعت کم همتای بختیاری کشانده بود بهره مند شویم. آب بازی و پرواز پرندگان بومی و مهاجر در آسمان آبی دیدنی بود و کلار با عبایی سفید قامت رعنایش را به رخ طبیعت گردان می کشید.

   تل(تپه) خاکی کناره تالاب با کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین نسل های گذشته این دیار، فرشی از خاک نمناک گسترده بود و ساعتی به گرمی و با آغوشی باز میزبان ما بود. تل خاکی که در حاشیه جنوبی تالاب واقع شده است با دستان مردمان قدیم منطقه که عمدتا" در آن زمان دامدار بودند ساخته شده و در آن سال ها که هنوز چغاخور تالاب بود و به دریاچه تبدیل نشده بود! و با چمنزارهای مرغوبی احاطه شده بود، به عنوان یکی از مهمترین وسایل ارتباطی و خبر رسانی مورد استفاده قرار می گرفت و اخبار فوری و ضروری بدین شکل توسط جارچیان به اطلاع مردم تالاب می رسید.

تل خاکی چغاخور - 88/11/24

و اما شیر سنگی

فرزندم علی در کنار بزرگترین شیر سنگی وطن 88/11/24  

ادامه نوشته

در گورمیزه اردل درختان زنده به گور می شوند !

گورمیزه گورستان درختان جنگلی !

     روز گذشته توسط یکی از خوانندگان این درگاه مجازی باخبر شدم جاده سازانی که ظاهرا" در جنگ با طبیعت ید طولایی دارند این بار در «تنگ گورمیزه اردل» درختان سر راهشان را نابود و درختان پائین دست را در زیر خاک های برداشت شده زنده زنده دفن می کنند. این رخداد تلخ که به بهانه ی کوتاه کردن راه ارتباطی شهر اردل با روستاهای منطقه مشایخ در نهایت نابخردی در برخورد با طبیعت و ملاحظات محیط زیستی درحال رخ دادن است تنها قرار است حدود 25 کیلومتر جاده موجود که در گذشته راه ارتباطی با استان خوزستان نیز بوده است را کوتاه تر کند.    

   نکته تأسف آورتر اینکه پس از احداث جاده بین استانی لردگان و تغییر مسیر ارتباطی خوزستان از اردل به لردگان، راه موجود تنها مورد استفاده اندک اهالی روستاهای مشایخ قرار داشته و مهمتر اینکه در سال 1386 منطقه مشایخ از شهرستان اردل منفک و به شهرستان جدیدالتأسیس کیار ملحق شده است و دیگر ضرورت چندانی برای احداث چنین جاده مخربی به نظر نمی رسید.

   صرف نظر از بایدها و نبایدهای احداث این جاده، به رغم تأکید برنانه های توسعه ای سوم و چهارم این جاده مانند بسیاری از جاده های دیگر استان فاقد ارزیابی زیست محیطی است و باز هم شاهد هستیم جاده سازان بخشی نگر بدون رعایت ابتدایی ترین الزامات جاده سازی در مناطق جنگلی شیب دار، ترانشه های ۱۰ متری ایجاد کرده و خاک حاصل از خاکبرداری را به طور کاملا" غیر کارشناسی به پائین دست ریخته و بیش از ۴۰۰ درخت و درختچه جنگلی از نوع بلوط و بنه و بادام کوهی و تلخه بیان را به کام مرگ کشانده اند.

ادامه نوشته

عجیب ترین بهانه برای تصرف عرصه های جنگلی !

   منطقه پروز به سبب این که در امتداد دره سبز خود پارک جنگلی و گردشگاه زيبايی با طبيعت بهشتي را در خود جای داده است به عنوان یکی از شناسه های اکوتوریسمی چهارمحال و بختیاری خودنمایی می کند. در 50 كیلومتری شرق لردگان و در منطقه پشت کوه فلارد، گردشگاه طبیعی پروز با درختان چنار دیر زیست 200 ساله و قد کشیده و چشمه های آب معدنی کم همتای و رودخانه ای دائمی فضای دنج و خلوتی را برای طبیعت گردان و خانواده ها و اردوهای دانش آموزی و دانشجویی فراهم کرده است.

مناطق جنگلی کوهستانی و پرشیب پروز لردگان

   جنگل های بلوط پروز در دسته جنگل های انبوه و دانه زاد لردگان قرار دارد که خوشبختانه بر خلاف سایر جنگل های لردگان به مراتب کمتر برای تولید زغال مورد تهاجم روستائیان قرار گرفته و تا حدودی از پروزه های توسعه ای هم در امان بوده و بکری آن ها همچنان حفظ گردیده است.

   اما ظاهرا" قرار نیست این آیه های سبز پروردگار حتا در جنوبی ترین کوه های بختیاری هم در آرامش از آب و خاک وطن پاسداری کنند. این بار به بهانه «وقف» می خواهند آن ها را به تصرف خود در آورده و بدون هیچ مزاحمتی شرایط نابودی شان را فراهم نموده و خاک حساس به فرسایش آن منطقه کوهستانی و پرشیب را روانه سایت های پرورش ماهیان سردآبی پائین دست و شالیزارهای حاشیه رودخانه کنند.

و داستان این است که

   اداره اوقاف و امور خیریه با اسنادی غیر معتبر در دادگستری شهرستان نسبت به عرصه ای حدود 5000 هکتاری از جنگل های پروز طرح دعوی می کند که به لحاظ بکر بودن و عدم سبق تصرف و احیای قبل از قانون ملی شدن جنگل ها، تا مرحله تجدید نظر حکم به رد دعوی خواهان صادر می گردد اما شوربختانه دیوان بدون در نظر گرفتن نظریه کارشناسان دادگستری و اسناد منطبق بر قوانین منابع طبیعی رای به موقوفی بودن آن جنگل های بکر و خروج از منابع ملی می دهد. این در حالی است که براساس استفتاء صورت گرفته از دفتر مقام معظم رهبری، عرصه های طبیعی بایر که قبل از اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع هیچگونه احیایی در آن ها صورت نگرفته است همچنان به عنوان انفال محسوب و مشمول موقوفات نمی گردند.

   حال صرف نظر از مصادق حقوقی و قانونی سؤال این است که آیا اداره اوقاف می خواهد از این جنگلها و این اراضی پرشیب کوهستانی چه بهره ای ببرد؟ از کارشناسان منطقه که علت را جویا شدم همگی بر این باور بودند که براساس تجربیات مناطق مشابه، قطعا" آن اداره محترم به دنبال حفاظت و صیانت از آن جنگل ها که نیست! پس لابد می خواهد آن ها را بین کشاورزان و مستأجران خود تقسیم کند و مال الاجاره حاصل از کشت دیم شان را دریافت کند! که اگر چنین باشد باید از هم اکنون فاتحه ی این جنگل ها هم خوانده شود ...

به بهانه ی طرح آیش مناطق حفاظت شده

منطقه حفاظت شده سبزکوه

   طرح آیش مناطق حفاظت شده فرصتی به دستم داد تا این روزها به سراغ مردمانی از دیار سبزکوه و گندمان بروم، مردانی که از وجب وجب این زیستگاه ها خاطره داشتند و از نوجوانی تا حال که میان سال و پیر سال هستند دستی در شکار داشتند و دارند.

   آنان نابودی حیات جانوری این زیستگاه ها را مربوط به چهار دهه اخیر می دانستند و اوج آن را به دو دهه آخر و به طرح صدور مجوزهای حمل سلاح در اوایل دهه هفتاد نسبت می دادند. فقط در سه روستای حدود 400 خانواری داخل و حاشیه منطقه حفاظت شده سبزکوه، بالغ بر 150 مجوز حمل سلاح صادر شده است و این در حالی است که تعداد مجوزهای حمل سلاح(آن هم ساچمه زنی) در این آبادی ها در اوایل دهه 50 به تعداد انگشتان دست ها هم نمی رسید. جالب اینکه در آن زمان اکثر قریب به اتفاق این اهالی دامدار بوده اند و امروز کمتر از 10 درصد این خانوارها حرفه دامداری دارند، حرفه ای که مجوزهای حمل سلاح بر آن بنیاد صادر شده است!

   آنان می گفتند در اوایل دهه هفتاد با بلندگو در آبادی ها راه می افتادند و از مردم می خواستند در راستای اجرای «طرح عفو رهبری» سلاح خود را مجوزدار کنند، این طرح با استقبال خوبی روبرو شد و آنهایی هم که فاقد سلاح بودند اسلحه شکسته ای تهیه کردند و با تحویل آن اسلحه برنو با مجوز حمل دریافت نمودند. البته حالا سلاح های بدون مجوز حمل بیش از مجوز دار ها است که عمدتا" در دست تازه شکارچی هایی است که به هیچیک از اصول نانوشته شکار که میرشکارها(شکارچی ها)ی قدیمی اخلاقا" خود را ملزم به رعایت آن ها می دانستند پایبند نبوده و در بهار به شکار می روند و به غیر از کل و قوچ هم شلیک می کنند و حتا به بز و میش های باردار هم رحم نمی کنند.  

ادامه نوشته

شمارش معکوس برای نابودی 200 هزار درخت در آبگیری کارون 4

سد کارون 4 در انتظار آبگیری

   سد کارون 4 را که یادتان هست، یکی از پنج سد برق آبی پیش بینی شده در استان چهارمحال و بختیاری است که حالا بر روی سرشاخه های کارون احداث گردیده و این روزها آماده آبگیری شده است.

   در حالی شاهد آبگیری خواهیم بود که بالغ بر 80 درصد اراضی حوضه آبخیز این سد دارای تیپ کوهستانی و با تشکیلات آهکی و مارنی حساس به فرسایش می باشند(فرسایش حدود 25 تن در هکتار در سال) و حدود 3 میلیون واحد دامی در اراضی مرتعی و جنگلی این حوضه ی 5/1 میلیون هکتاری در حال تعلیف است.

   به این حداقل دل خوش کرده بودیم که آب سالاران قدر قدرت مان به خاطر کنترل فرسایش و رسوب حوضه آبخیز آن سد هم که شده گوشه چشمی به طبیعت رنجور دیار کوهستانی و جنگلی اردل و لردگان هم خواهند داشت و با اختصاص اعتبارات اندکی در قیاس با هزینه 1000 میلیارد تومانی سازه غول پیکرشان ، گامی کوچک در جهت پایداری خاک آن سرزمین برخواهند داشت و بر طول عمر سد خود می افزایند.

ادامه نوشته

طرح آیش از نظرمردم ساکن در اطراف تالاب گندمان

   سام خسروی فرد عزیز با مطلب هیاهوی بسیار برای چیست در «آتش نوشت» مجازی اش و پافشاری بر نظرات و دیدگاه های کمی سفت و سخت خود تنور نجات تنوع زیستی را سزاوارانه داغ کرده است. برخی ها هم فرصت را غنیمت شمرده و نان هایی را مطابق ذائقه خود به این تنور داغ شده چسباندند که تا حدودی نشان از خاموشی یا دست کم سردی تنورها در حوزه های اجتماعی و مدیریتی مان دارد.

   نگارنده با اعتقاد محکم به ضرورت اجتناب ناپذیر مدیریت مشارکتی زیستگاه ها که بر بنیاد اندک داشته های علمی ام و مهمتر، تجربه اجرایی چند ساله ام می باشد گفت و گوهایی با برخی از ساکنین سکونتگاه های اطراف تالاب گندمان داشتم تا از نظرات شان در خصوص طرح آیش و نتایج ممنوعیت مطلق شکار پرندگان در گندمان آگاه شوم.

نگارنده در کنار آقای خسروی-روستای کتک در حاشیه تالاب

   در گشت و گذار 2 ساعته ای که با چند تن از آن دوستان در تالاب داشتم به ندرت شاهد پرواز پرندگان نه به صورت گروهی بلکه حتا به صورت انفرادی بودیم. صدور پروانه های شکار بلافاصله پس از رخداد جانسوز حریق مهر ماه سال جاری که به گفته اهالی، گندمان را به میدان تیر بدل ساخته بود، سبب تشدید تنش های محیطی در تالاب و حذف نسبی حیات جانوری آن زیستگاه گردیده بود. آنان می گفتند دیگر امسال نه تنها خبری از پرندگان مهاجر نبود بلکه جمعیت مرغابی ها و غازهای بومی و حتا گرازها و روباها و ... هم به شدت کاهش یافته است.

   آنان برای نجات پرندگان و حیات جانوری تالاب بر ممنوعیت شکار طولانی مدت تأکید داشتند و زمان «شکار آزاد» را فرصتی برای سوء استفاده شکارچیانی که فاقد مجوز شکار بوده میدانند که در سایه افراد دارای پروانه های شکار به قتل و عام پرندگان در تالاب می پردازند.

   آن مردم همین حفاظت و حضور حداقلی محیط بانان را مؤثر و بازدارنده دانسته و اظهار می داشتند در خارج از اوقات شکار آزاد کمتر کسی، خصوصا" افراد غیر بومی برایشان امکان شکار فراهم می گردد. صدای شلیک فشنگ محیط بانان و حتا مردم را به واکنش واداشته و شرایط ناامنی را برای شکارچیان ایجاد خواهد کرد، در صورتیکه وقتی پروانه شکار صادر گردد دیگر فرصتی برای این عکس العمل ها فراهم نخواهد شد.

   البته شاید بخشی از حساسیت و مخالفت مردم با صدور پروانه شکار ناشی از حضور دردسر ساز افراد غیر بومی در منطقه و تهدید برخی منافع سالانه آنان هم باشد اما با آگاهی رسانی بیشتر و آموزش تمامی اهالی اطراف این زیستگاه ها می توان آنان را به سرنوشت محیط اطراف شان حساس تر کرد و استمرار زندگی شان در اطراف این موهبت الهی را به حفظ شاخص های پایداری حیات گیاهی و جانوری آن پیوند زد.

   آنان توجه دولت به ایجاد زیرساخت های اکوتوریسمی منطقه را تکمیل کننده ی طرح آیش برای نجات گندمان می دانستند. بیکاری و پائین بودن سطح درآمد خانوارها را عامل اصلی بی تفاوتی مردم و کم توجه ای به وقوع رخدادهای تلخ تالاب برمی شمردند و از کم توجه ای و بی برنامه ای متولیان و مسئولین به شدت گلایه مند بودند.

مؤخره

   از دکتر محمدرضا نوروزی هم که با فعالیت های فرهنگی اش این چنین به جایگاه تنوع زیستی وطن می پردازد سپاسگزاریم.

لوگوی فارسی شده سال جهانی تنوع زیستی

حفظ منابع طبیعی از دستاورد هسته ای هم برای کشور مهمتر است

حجت الاسلام نمازی نماینده ولی فقیه در جهاد کشاورزی چهار محال و بختیاری

   باید همه ی طرفداران محیط زیست در برابر سخنان «حجت الاسلام نمازی» کلاه از سر بردارند و جایگاهی سزاوارتر از آیت الله ایمانی ها برایش در نظر گیرند.اعتراف کنیم که او سبزتر از بسیاری از کارشناسان و مدعیان طرفداری محیط زیست، سزاوارانه به تحلیل منابع طبیعی استان چهارمحال بختیاری و کشور پرداخته است. او نه تنها به زیبایی نقش حیاتی منابع طبیعی را بر بنیاد اصول علمی و آموزه های دینی بیان کرده است، بلکه هوشمندانه و کاربردی به شاخص های پایدای محیط زیست پرداخته و بر مدیریت مشارکتی تأکید داشته اند. مسئولان و متولیان استانی را به استفاده از فرصت های بودجه ریزی و برنامه ریزی تذکر داده و رسانه ها را به انجام رسالت حرفه ای شان یادآور گردیده است.

   متن سخنان این روحانی سبز اندیش در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی که در رسانه های استانی به همت دوست و همکار خوبم غلامرضا بابایی عزیز مسئول روابط عمومی اداره کل منابع طبیعی استان به شایستگی پوشش داده شده است، به لحاظ کم همتایی آن در این درگاه مجازی بازانتشارش خواهم داد:

پوشش خبری خوب رسانه های استانی

درگفت و گوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا

حفظ منابع طبیعی باید اولویت یک برنامه توسعه باشد

   نماينده ولي فقيه درجهادکشاورزي و منابع طبيعي چهارمحال و بختياري با اشاره به نقش حياتي و ارزشمند منابع طبيعي گفت:حفظ منابع طبيعي شامل محيط زيست، جنگلها و مراتع بايد از سوي دولت و مسوولان اجرايي استاني به عنوان اولويت يک برنامه توسعه مورد توجه قرا رگيرد. حجت الاسلام "حسين نمازي" با انتقاد از کم توجهي به اين بخش در برنامه هاي توسعه افزود:در سه دهه گذشته براساس آمار کارشناسان حدود پنج تا هفت ميليون هکتار از جنگلهاي کشور تخريب شده در حالي که حفظ جنگلها از ديدگاه قرآن به عنوان يک وظيفه حکومت يک مقوله بسيار مهم محسوب مي شود.

   وي با اشاره به اهميت جنگلها و مراتع و لزوم اجرايي کردن تاکيد مقام معظم رهبري درخصوص اينکه "فرهنگ حفاظت ازمنابع طبيعي بايد به فرهنگ عمومي تبديل شود" ، گفت: تحقق اين شعار نيازمند همکاري و مشارکت همگاني است.

   وي بابيان اينکه هم اينک دولت و مجلس سرگرم تصويب لايحه بودجه 89 هستند افزود: بهترين فرصت براي اين نکته که مسوولان و برنامه ريزان چه ميزان به اهميت بخش حياتي منابع ملي ،ضرورت حفظ محيط زيست ،جنگلها ، مراتع و آبخيزداري توجه کرده اند،بررسي بودجه پيشنهادي اين بخش است.

   وي از مسوولان دولت و نمايندگان مجلس شوراي خواست تا بيش از پيش به بودجه بخش منابع طبيعي به عنوان بستر توسعه پايدار و امانت نسل آينده توجه کنند.

   نماينده ولي فقيه در جهاد کشاورزي و منابع طبيعي چهارمحال و بختياري گفت: مساله آب يکي ازچالش هاي آينده دولت ها و ملت ها است و بايد براي حفظ منابع آب و پيشگيري از ايجاد اين مشکل در آينده بر روي اين بخش هزينه و سرمايه گذاري کرد که در اين راستا توجه به مقوله "آبخيزداري " بهترين راهکار و فرصت محسوب مي شود.

   وي اظهارداشت: دربرخي نقاط کشور براي شيرين سازي آب هزنيه هاي هنگفتي صرف مي شود درحالي که بايد اين بودجه ها صرف مهار آبها و طرحهاي آبخيزداري شود تا ضمن حفظ و ذخيره منابغ آب و خاک و جلوگيري از خسارات هنگفت سيل ، آب آشاميدني ديگر مناطق را از اين طريق تامين کرد.

   وي گفت: تخريب منابع ملي درحالي است که در قرآن به لزوم حفظ اين منابع تاکيد شده و در  150 آيه بااشاره به جنت ،بهشت به اهميت درختکاري ،حفظ منابع آب و خاک تاکيد شده است.

   وي با اشاره به اهميت سوره انفال و وظيفه حکومت براي نگهداري از منابع ملي از جمله جنگلها گفت: بايد حفظ منابع ملي مصدر همه امور قرار گيرد، بگونه اي فرايند توسعه به تخريب طبيعت و محيط زيست منجر نشود.

   وي به تخريب منابع ملي درفرآيند توسعه اشاره کرد و افزود: در فرايند توسعه همه بخشها از جمله صنعت ،شهرسازي ،راهسازي و ديگر بخشها همواره بخشي از طبيعت تخريب شده درحالي که براي توسعه فضاي سبز همپاي تخريب اقدام چنداني صورت نگرفته است.

   وي با اشاره به تاکيد ائمه اطهار درحفظ منابع ملي گفت: درقرآن به صراحت تصريح شده که "انسان را خلق نکرده ايم جز اينکه زمين را آباد کند" در حالي که اين مهم مورد توجه قرار نگرفته است، بلکه با تخريب هاي گسترده مورد بي مهري واقع شده است.

   نماينده ولي فقيه در منايع طبيعي چهارمحال و بختياري نيز گفت: حفظ منابع طبيعي از هر دستاورد بزرگ صنعتي ديگري حتي هسته اي براي کشور مهمتر است زيرا اگر با تخريب طبيعت از بين رود، ادامه حيات اجتماعي نيز از دست خواهد رفت.

   وي با بيان اينکه در وضع برخي قوانين به حال منابع ملي فکري نشده گفت: مجلس واردات گوشت قرمز را ممنوع کرده درحالي که اين امر باعث وارد آمدن فشار مضاعف به مراتع و تخريب بيش از پيش اين بخش مهم زيرساختي توسعه پايدار خواهد شد.

   وي گفت: نقش مراتع تنها توليد علوفه نيست ، بلکه پايداري خاک ، نفوذ آب در زمين،کاهش خسارات ناشي از بارش نزولات آسماني و سيلاب و در نهايت حفظ منابع آب و خاک اهميتي حياتي تر از توليد علوفه دارد اما اين مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

   وي عدم تعادل دام در مراتع را يک عامل ديگر تخريب طبيعت دانست و افزود: در کشورهاي خارجي نظير برزيل قيمت هر کيلوگرم گوشت قرمز پنج دلار است اما در کشور ما 12 دلار است که اين امر بيانگر بالا بودن هزينه نگهداري دام و گراني علوفه در کشور است .

   وي گفت: براي کمک به دامپروري و تامين بخشي از علوفه دامداران و نيز جلب رضايت عامه مردم از قيمت گوشت قرمز مي توان با پرداخت يارانه خسارات اين بخش را جبران کرد و اما تخريب طبيعت را با هيچ هزينه اي نمي توان جبران کرد.

   وي گفت: پرورش صنعتي دام بويژه دام سبک چندان مورد توجه قرار نگرفته و اين درحالي است که دام سبک بيشترين ضربه را به مراتع وارد مي کند.

   حجت الاسلام نمازي ، عدم رعايت تقويم کوچ را از ديگر عوامل تخريب مراتع دانست و افزود: به طور دقيق در زمان بذردهي گياهان طبيعت دام عشاير وارد مراتع مي شود و اين تعليف زودهنگام به ايجاد خسارات جبران ناپذير منجر مي شود.

  وي گفت:علاوه برمسوولان ذيربط بخش منابع طبيعي، رسانه ها، آموزش وپرورش، دانشگاه ها و حوزه هاي علميه نيز بايد براي اين رسالت خطير و ترويج فرهنگ حفاظت و صيانت از جنگل ها، منابع ملي و توسعه درختکاري بيش از پيش تلاش کنند.

   وي گفت: در چهارمحال و بختياري براي حفظ منابع ملي و آبخيزداري کارهاي خوبي انجام گرفته اما براي انجام امور اساسي دراين بخش به حمايت بودحه اي و برنامه ريزي بيشتري نياز است.

   وي گفت: چهارمحال وبختياري با داشتن 10 درصد منابع آبي کشور سرمايه گذاري بر روي مهار آبها و آبخيزداري در آن نه تنها براي توسعه اين استان، بلکه براي استانهاي همجوار نيز يک ضرورت انکارناپذير است.

این رسم میهمان نوازی در گندمان نیست!

   امروز به بهانه نزدیک شدن به روز جهانی تالاب ها (13 بهمن) بازدیدی از تالاب گندمان داشتم و  ساعتی به پای درد و دل برخی مردمان سکونتگاه های اطراف تالاب نشستم. گندمان را که یادتان هست، تالاب منحصر به فردی با عمق خاک تورب تا 12 متر که در ابتدای فصل پائیز دچار حریق گردید و بیش از یک ماه در آتش و دود می سوخت و چشم به آسمان داشت تا شاید آبی بر آتش افتاده به جانش بریزد!

   به رغم بارش های زمستانه که تا کنون بر تن سوخته گندمان باریده بود و هدایت آب های اطراف  به داخل تالاب (که قطعا" در گذشته حق آبه طبیعی تالاب محسوب می شدند و در سال های اخیر نابخردانه به سمت اراضی کشاورزی هدایت شده بودند)، همچنان کم آبی بر تالاب سایه افکنده بود و خبری از شادابی و نشاط در حیات گیاهی و جانوری این زیستگاه مشاهده نمی شد و گندمان سوخته همچنان چشم به بارش نزولات آسمانی در ایام باقیمانده از فصل زمستان داشت.

   علاوه بر شرایط نابسامان حاکم بر حیات گیاهی، اوضاع زندگی جانوری تالاب نیز نگران کننده و تأسف بار بود، دیگر خبر چندانی از پرندگان مهاجر نبود، مرغابی ها و درناها و غازهایی که حتا در سال گذشته بر فراز تالاب به پرواز در می آمدند و بین گندمان و چغاخور در آمد و شد بودند، اما امسال نیامده رفته بودند. مردم تالاب می گفتند از پرندگان بومی هم خبری نیست!

   قبلا" در مطلبی به استرس گرمایی وارد شده به اکوسیستم گندمان و رفتن زود هنگام درختان به دوره گل دهی و تغییرات اکوسیستمی ناشی از رخداد آتش سوزی اشاره ای داشتم و امروز هم که از برخی اهالی دهکده های اطراف تالاب علت را جویا می شدم آنان علاوه بر آتش سوزی، صدور پروانه شکار در پی آتش سوزی را سبب فرار پرندگان از تالاب می دانستند.

   وقتی حادثه ای در یک زیستگاه طبیعی مثل تالاب رخ می دهد بهترین مدیریت «آیش» است تا شوک وارده به حیات گیاهی و جانوری را ترمیم شود نه اینکه با اقدامی غیرکارشناسی تنش را تشدید کنیم.

   در گندمان برای حمایت از تنوع زیستی می بایستی حداقل 3 سال نه تنها پروانه شکار صادر نمی شد بلکه با جدیت در مقابل هر گونه شکار غیرمجاز ایستادگی می شد و غذای مورد نیاز پرندگان هم به صورت دستی تهیه می شد نه آنکه دستور شلیک به این پرندگان بدون غذا را هم صادر کنیم! راستی چرا رسم میهمان نوازی متولیان در گندمان این چنین است؟

   در خصوص پاسداری و مدیریت مشارکتی گندمان هم گفت و گوهایی با برخی مردم سکونتگاه های اطراف تالاب داشتم که در روز های آینده در آن باره خواهم نوشت.

آیا «دوره آیش» می تواند از نابودی آخرین «ذخایر تنوع زیستی» وطن جلوگیری کند؟

منطقه حفاظت شده تنگ صیاد شهرکرد - 1386

   با شروع سال جهاني تنوع زيستي دو مرد همیشه بیدار زیست بوم وطن، ناصر کرمی و محمد درویش در آخرین مطلب تارنماهایشان، طرفداران محیط زیست را فراخوانده اند تا با کمک هم برای قدری استراحت دادن به حیات وحش وطن طرحی نو دراندازند و دولت را متقاعد به اجرایش کنند. ابتدا ناصر کرمی «آیش پنج ساله طبیعت وطن را مهم ترین کارزار ما» دانسته و محمد درویش هم «این ماجرای مهم ترین کارزار ما در محیط زیست» را به نقد گذاشته اند.

   طرح آیش 5 ساله و اینکه در پنج سال آينده صدور هر گونه پروانه شکار تحت هر شرایطی در مناطق چهارگانه‌ی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست متوقف و ممنوع بشود و هر گونه شکار جرم تلقی گردد و مجرم بلافاصله تحت پیگرد قانونی قرار گیرد در نگاه اول تمامی دوستداران طبیعت قابل قبول و امید بخش است اما اینکه طرح می تواند التیامی بر زخم های تن رنجور زیستگاه های وطن باشد نیازمند اطلاعات پایه ای و ضمانت های اجرایی لازم است، نیازمند تدارک ابزارهایی است که در این کارزار مهم تضمین کننده دستیابی به اهداف طرح باشند و بدون آن ها نتایج سبز طرح فقط بر روی کاغذ رقم خواهند خورد.

   به رغم آنکه آماری از خسارت های مجاز و غیر محاز در دست نیست اما به نظر می رسد تهدید اصلی تنوع زیستی در کشور مربوط به شکار غیر مجاز باشد که اینگونه پایداری حیات در زیستگاه های جانوری کشور را هدف قرار داده است، هر چند به ذاته در مناطق حفاظت شده انتظار است چنین نباشد و کمبود امکانات و محیط بانان هم نمی تواند توجیه کننده ی چنین رخداد تلخ و غیر قابل جبرانی باشد.

   اما تقویت سخت افزاری سازمان حفاظت محیط زیست هم به تنهایی نمی تواند دستیابی به اهداف طرح را محقق کند چرا که دامنه نیاز و امرار معاش در برخی سکونتگاه های واقع در حواشی مناطق حفاظت شده فراتر از اثرگذاری های حفاظت فیزیکی و قوه قهریه است. ایجاد اشتغال و تغییر شیوه های معیشت لازمه غیر قابل انکار نیل به اهداف طرح است و بدون مشارکت مردم موفقیت طرح با چالش های جدی مواجه خواهد شد.

   در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی اکثر فرصت های ایجاد شده برون سازمانی هستند و در صورتیکه سایر بخش ها درست عمل کنند و فرصت هایشان با ملاحظات زیست محیطی همخوانی داشته باشد خودبخود فرصت هایی را در بخش محیط زیست ایجاد می کنند که با سامان دهی صحیح این فرصت ها می توان در جهت یایداری حیات طبیعی کام های مؤثر و رو به جلویی برداشت.

   در یک بررسی اجمالی مشاهده گردید با تعطیل شدن برخی پروژه های گازی عسلویه در سال جاری تخریب اراضی جنگلی در یکی از شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری به میزان 65 درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است و یا اینکه در یکی از روستاهای استان، مردم در فصل زمستان که اوقات بیکاری آنان است به شکار خرگوش می روند و از این راه درآمد ناچیزی کسب می کنند.

و کلام آخر

   اینکه اضافه بر تقویت سخت افزاری سازمان حفاظت محیط زیست، اشتغال زایی و تغییر معیشت روستائیان و قطع وابستگی به طبیعت رنجور از الزامات اجتناب ناپذیر عملی شدن اهداف سبز در این کارزار مهم است. همین

مگر برای سوخت چند برنامه 5 ساله لازم است؟

این زندگی سزاوار زنان وطن نیست! هست؟

   در حالی به پایان برنامه چهارم توسعه می رسیم که هم چنان سالانه بیش از 50 هزار هکتار از جنگل های زاگرسی کشور برای تأمین سوخت جنگل نشینان نابود شده و از سطح جنگل های زیست بوم وطن کاسته می شود.

   به رغم تأکیدها صورت گرفته در تمامی برنامه های توسعه ای و خصوصا" بنابر بند ح ماده 69 برنامه چهارم توسعه که دولت متعهد شده بود تا پایان برنامه نسبت به «پوشش كامل سوخت‌رساني به عشاير، جنگل نشينان و روستاييان» اقدام کند اما متأسفانه همچنان هر ساله شاهد نابودی چند ده هزار هکتار از جنگل های غرب و زندگی در شرایط سخت و مشقت بار زنان و مردان این بخش از زیست بوم وطن هستیم.

ادامه نوشته