تجمعات محیط زیستی؛ نشانه‌ای از بلوغ اجتماعی

     اتحاد و همسویی‌های کم‌نظیر فعالان محیط زیستی به همراه افزایش حساسیت‌های محیط زیستی در میان برخی مردم کشور که منجر به شکل‌گیری تجمعات اعتراضی در دفاع از حوزه محیط زیست و طبیعت گردید سبب شد تا سال ۱۳۹۲ با امیدهای زیادی در بین دوستداران محیط زیست کشور همراه شود و برای نخستین‌بار توسط فعال برجسته محیطزیست کشور - محمد درویش عزیز - به‌سزاواری سال "بیداری محیط زیستی ایرانیان" نامیده شود. ماجرای امیدآوری در تیرماه سال جاری با تشکیل نخستین زنجیره انسانی محیط زیستی برای نجات دیرینه‌ترین باغ گیاه‌شناسی کشور در نوشهر آغاز شد و با برگزاری اجتماع محیط زیستی بی‌سابقه مردادماه در زنجان به بهانه اعتراض به آلودگی‌های منتشر شده از کارخانه غیر استاندارد سرب و روی زنجان ادامه یافت. سومین زنجیره انسانی محیط زیستی به بهانه حفاظت از کوه شاه در بافت کرمان در مقابل عملیات‌های حفاری و اکتشاف سنگ معدن در شهریورماه با حضور صدها نفر از دوستدارن محیط زیست از سراسر کشورشکل گرفت.

     با اجتماع پرشور و ۱۰ هزار نفری اهواز و زنجیره‌های انسانی محیط زیستی آبان‌ماه سال جاری که به بهانه مخالفت و اعتراض به پروژه‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون بزرگ به فلات مرکزی کشور و بی‌توجه‌ای تصمیم‌گیران به شرایط شکننده منطقه خوزستان در ساحل کارون تشکیل شد، بیداری محیط زیستی در جنوب کشور هم گسترش پیدا کرد. سرانجام نوبت به مردمان دیار زنده‌رود در استان چهارمحال و بختیاری رسید تا در اعتراض به حفر تونل‌های انحراف آب گلاب 1 و 2 که منجر به مرگ رودخانه زاینده‌رود در مقطع چهارمحال و بختیاری خواهد شد، نخستین زنجیره انسانی محیط زیستی‌شان را در آذرماه تشکیل دهند.

ادامه نوشته

واردات چای و رونق ویلاسازی در جنگل‌های شمال!

     پیوستگی موضوعات حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور بر حوزه منابع طبیعی و محیط زیست در شمار مهمترین اصول پذیرفته شده علمی و مدیریت جامع بر سرزمین است که در توسعه پایدار به شایستگی مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد. در زمینه تأثیرات ویرانگر سیاست‌گذاری‌های حوزه بازرگانی بر جنگل‌های شمال کشور گفتگویی را با خبرگزاری مهر انجام داده‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

واردات چای

ادامه نوشته

قانونی که قرار است جنگل‌ها و مراتع را به حراج بگذارد!

     اخیرا" طرحی توسط 30 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تهیه و جهت تصویب به مجلس ارائه شد که در بین فعالان و متخصصان حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور نگرانی‌های زیادی را ایجاد کرد. بهانه ارائه این طرح نابخردانه ناتوانی دولت در تأمین هزینه‌های فعالیت‌های عمرانی دولت خصوصا" پروژه‌های بخش راه، آب و فاضلاب است و قرار است در صورت تصویب این طرح به شورای‌های برنامه‌ریزی و توسعه استان‌ها اجازه داده شود تا جهت تأمین بخشی از منابع مالی طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام و آماده بهره‌برداری فصل حمل و نقل و آب و فاضلاب روستایی و شهری و انتقال آب از محل تغییر کاربری زمین‌های ملی که مورد درخواست اداره کل راه و شهرسازی و آب و فاضلاب شهری و روستایی و آب منطقه استان‌ها هستند را به صورت رایگان در اختیار آن ادارات کل  قرار دهند تا به‌جای مطالبات پیمانکاران دولت، نسبت به واگذاری و فروش اراضی مذکور به قیمت کارشناسی روز  به متقاضیان بخش‌های خصوصی و تعاونی و پیمانکاران اقدام شود.

     بدون شک تصویب چنین طرح‌هایی که صراحتا" مغایر با اصول علمی، قانون اساسی و ملاحظات محیط زیستی هستند اضافه بر حراج داشته‌های طبیعی، توّهم دست‌اندازی به اراضی ملی جنگلی و مرتعی را افزایش داده و وضعیت ناپایدار طبیعت کشور را شکننده‌تر خواهند کرد. در همین زمینه در گفتگویی با خبرنگار روزنامه فرهیختگان شرکت کرده‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

فرهیختگان

ادامه نوشته

خطر گسترش قاچاق بذر بلوط‌های زاگرس به کشورهای عربی!

    برخی از گزارش‌های منتشره حکایت از قاچاق بذر بلوط جنگل‌های زاگرس به کشورهای عربی داشته که یقینا" می‌تواند در شمار تازه‌ترین تهدیدهای انسانی اکوسیستم‌های جنگلی زاگرس قرار گیرد. در همین زمینه گفتگویی را با خبرنگار روزنامه جام‌جم داشته‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

قاچاق بذر

سودجويان، اين بار بذر بلوط قاچاق مي كنند

 روزنامه جام جم، شماره 3854 به تاريخ 12 آذر 1392، صفحه 15 (ايران)

     قاچاقچيان بذر بلوط را از بوميان استان هاي زاگرس نشين ارزان مي خرند و به كشورهاي حاشيه خليج فارس مي فرستند. بلاو مصيبت دست از سر بلوط هاي زاگرس برنمي دارد. اگر تا ديروز صحبت از آفت و بيماري، خشکيدگي و خشکسالي، چراي بي رويه دام، آتش سوزي، قطع و سرشاخه زني و قاچاق چوب و زغال بلوط بود و مرگ و زوال هزاران اصله درخت، اين روزها زنگ خطر جمع آوري و قاچاق بذر بلوط به کشورهاي عربي در استان هاي زاگرس نشين کشور به گوش مي رسد.

ادامه نوشته

نقدی بر انتقال آب زاینده‌رود از دیدگاه یک متخصص منابع آب

      چهارمین یادداشت دوست ارجمندمان دکتر رحیم علیمحمدی برای تارنمای طبیعت بختیاری ارسال شده است که در ادامه یادداشت‌های منتشر شده ازاین پژوهش‌گر برجسته واستادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری، با خوانندگان گرامی‌این تارنما به اشتراک گذاشته می‌شود:

تونل گلاب و خشک شدن رودخانه زاینده رود از حجت آباد تا گاوخونی

رحیم علیمحمدی

     رودخانه زاینده رود از حدود 30 هزار سال پیش به عنوان محور اصلی و تمدن ساز در جنوب غرب و فلات مرکزی ایران به شمار رفته و خواهد رفت. این رودخانه ۴۲۰کیلومتری، که کمتر از 100 کیلومتر آن در استان چهارمحال وبختیاری و مابقی آن در استان اصفهان واقع شده، از ارتفاعات زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته و با در نوردیدن استانهای چهارمحال و بختیاری و اصفهان به تالاب گاوخونی می‌ریزد. رودخانه همیشه با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. اگر تاریخ را ورق زنیم هر از گاهی چند، خشکی و خشکسالی‌های منطقه باعث بروز قحطی و گرسنگی در جامعه بهره برداران زاینده رود در پیرامون رودخانه شده است که گاهی منجر به تغییر نظام های سیاسی شده است .تجربه های تلخ خشکسالی و قحطی در فواصل 2، 3، 5 و حتی 30 ساله اتفاق افتاده است. در سالهای 198 تا 218 هجری قمری( در زمان خلافت مأمون عباسی)، 323، 423، در زمان کریم خان زند، 1180، 1202، 1288، 1247، و اکنون از سال 1386 تا بحال، شش سال است که خشکسالی در منطقه خصوصأ ارتفاعات زردکوه بختیاری تداوم دارد. از طرفی تغییرات اقلیمی، گرم شدن نسبی هوا، کاهش تداوم ساعت های هوای سرد و حداقل های دما، باعث تبدیل بارش برف به باران شده است همین طور پراکندگی زیاد و کاهش زمان تداوم و میزان بارش ها،که این تغییرات افزایش تبخیر و تلفات بارش را به همراه دارد.

ادامه نوشته

سازمان حفاظت محیط زیست در نخستین 100 روزه دولت یازدهم

     به‌بهانه بررسی عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست کشور در پایان صدمین روز آغاز به کار دولت یازدهم؛ در گفتگویی با خبرنگار روزنامه آرمان شرکت کرده‌ام که می‌تواند متن کامل آن‌را در زیر بخوانید:

100 روزه

ادامه نوشته

تشکیل زنجیره انسانی با شعار "تونل‌های گلاب = مرگ زاینده‌رود"

     تونل‌های گلاب و انحراف جریان زاینده‌رود در محدوده استان چهارمحال و بختیاری در شمار مهمترین چالش‌های محیط زیستی منطقه است که در حال تبدیل شدن به یکی از تنش‌های اجتماعی نگران کننده است! بدون شک تونل‌های گلاب اضافه بر نابودی اکوسیستم آن بخش از رودخانه زاینده‌رود که در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است، معیشت و زندگی مردمان منطقه سامان و ۲۲ روستای حاشیه این رودخانه در محدوده استان چهارمحال و بختیاری را با تهدیدهای جدی اقتصادی و اجتماعی مواجه می‌کند.

     اعتراضات اجتماعی مردم منطقه، مسئولان و فعالان محیط زیست استان به این تونل‌های انحراف آب، بیش از 3 سال است که ادامه داشته و منجر به تجمعات و تنش‌های اجتماعی زیادی در منطقه شده است. اما به‌رغم این نارضایتی‌های اجتماعی و مخالفت‌های کارشناسی از نقطه نظرهای اقتصادی، فنی، اجتماعی و زیست محیطی؛ متأسفانه وزارت نیرو در خصوص توقف عملیات اجرائی این تونل‌ها اقدام انجام نداده و به‌نظر می‌رسد برنامه‌ای برای توقف آن هم ندارد.

     تشکیل زنجیره انسانی حمایت از زاینده‌رود در صبح‌جمعه مورخ 8 آذر‌ماه 1392 در ادمه روند همین اعتراضات اجتماعی است که توسط تشکل‌های مردم نهاد استان و با شعار "تونل‌های گلاب = مرگ زاینده‌رود"، در محل پل زمان‌خان در حاشیه زاینده‌رود، برنامه‌ریزی شده است تا از این طریق فریاد حقوق تضیع شده زاینده‌رود و مرگ این رودخانه حیات‌بخش به گوش دست‌اندرکاران و تصمیم‌گیران ارشد کشوری برسد.

ادامه نوشته

یک تیتر اشتباه و اعتراض به روزنامه آرمان!

مرگ زاگرس

     انتخاب اشتباه یک تیتر برای گفتگوی نگارنده با خبرنگار روزنامه آرمان، بهانه نگارش این جوابیه و ارسال آن برای سردبیر محترم آرمان و روابط عمومی سازمان جنگل‌ها بوده است. متن کامل این جوابیه را می توانید در زیر بخوانید:

سردبیر محترم روزنامه آرمان؛ جناب آقای حسین عبداللهی

باسلام و احترام

     پيرو درج گزارش بررسی وضعیت جنگل‌های زاگرس با عنوان "مقصر تخریب زاگرس، سازمان جنگل‌هاست" و انتخاب و تنظیم نادرست تیتر و مقدمه گفتگوی نگارنده با خبرنگار آن روزنامه؛ جوابيه‌ زیر حضورتان ايفاد مي‌شود. خواهشمند است دستور فرماييد نسبت به انتشار آن اقدام فرمايند:

     نگارنده به‌عنوان یک فعال محیط زیست در گفتگویی با خبرنگار آن روزنامه وزین شرکت کردم تا با بررسی وضعیت جنگل‌های زاگرس، ابعاد فاجعه‌بار زوال و خشکیدگی دراین جنگل‌ها را مورد تحلیل کارشناسی قرار دهیم. اما متأسفانه گزارش تنظیمی که در صفحه 7 شماره 2339 روز چهارشنبه مورخ 29 آبان 1392 آن روزنامه منتشر شده است دارای ایرادات اساسی در انتخاب تیتر و مقدمه است که برگرفته از سخنان و دیدگاه‌های کارشناسی بنده نبوده و به‌نظر می رسد خبرنگار محترم در اثر کم‌دقتی دچار اشتباه در انتخاب تیتر شده است.

     اعلام سازمان جنگل‌ها به‌عنوان مقصر تخریب زاگرس؛ به‌هیچ وجه دیدگاه نگارنده نبوده و حتا برخی از نکاتی را که در مقدمه گزارش آورده شده است برگرفته از مضامین سخنان و گفته‌های بنده نبوده و مسئولیت تنظیم تیتر و مقدمه بر عهده خبرنگار آن روزنامه است.

     همان‌طور که در بخشی از این گفتگو نیز اشاره کرده‌ام؛ مقصر اصلی در تخریب زاگرس نه‌تنها سازمان جنگل‌ها و یا سازمان حفاظت محیط زیست نبوده بلکه این دو نهاد متولی به‌رغم ساختار انسانی نامتناسب و منابع مالی بسیار ناچیزشان، سزاوارانه برای حفاظت از طبیعت زاگرس و نجات تنوع زیستی آن تلاش می‌کنند اما سرچشمه اصلی مشکلات در جای دیگر است. البته ممکن است در برخی موارد مانند تأخیر در انجام مطالعات زوال جنگل‌ها و یا مقابله با ریزگردها ایراداتی وارد باشد که این کوتاهی‌ها نیز عمدتا" ریشه در کمبود اعتبارات و عدم تخصیص منابع مالی مورد نیاز دارد.

     بنابراین باور نگارنده بر این است که مقصر اصلی در تخریب زاگرس؛ عدم توسعه یافتگی در سال‌های گذشته، نبود ظرفیت‌های اشتغال متناسب با نیاز جمعیتی و وابستگی‌های معیشتی بیش از توان تولیدی جنگل‌‌ها در زاگرس بوده که یقینا" بدون همکاری مسئولانه همه اجزای دولت کار چندانی از دست سازمان‌ جنگل‌ها و یا سازمان حفاظت محیط زیست برنخواهد آمد.

درج نظر