بحران زاگرس ریشه در چیدمان نادرست توسعه در کشور دارد
منطقه زاگرس در غرب کشور، با وسعتي قریب به ششميليون هكتار رويشگاه های جنگلی، به لحاظ برخورداری از ظرفیت کم همتای تولید آب، یکی از راهبردی ترین زیست بوم های وطن به شمار ميآيد، چراكه تقريبا تمامي رگ های حیاتی (رودخانههاي مهم و دايمي) ايران زمین همچون كارون، كرخه، دز، زايندهرود، سفيدرود، زرينهرود و سيمينهرود از سرزمین زاگرس سرچشمه می گیرند. به ديگر سخن، 40 درصد از اندوخته آبي ايرانيان از بستري تأمین می شود كه نامش زاگرس است.
شوربختانه امروز بسياري از شناسهها مؤيد آن است كه جنگل های زاگرس شاداب نيستند و بزرگترین منبع تأمین آب کشور با تهدیدهای جدی انسانی مواجه است. جنگل های زاگرس با بحران های ناشی از اجرای غیر اصولی پروژه های عمرانی و سدسازی ها، حمله آفات و بیماری های جنگلی، وابستگی های معیشتی بیش از توان و سطح تولید، حضور دام، تأمین سوخت هیزمی و زراعت دیم در زیراشکوب توسط جوامع محلی روبرو هستند.
مشكل كلي رویشگاه هاي جنگلي زاگرس ريشه در توسعه نیافتگی زاگرس و چیدمان نادرست توسعه در کشور از ابتدا تا حال دارد. خشکسالی ها و تغییرات اقلیمی سال های اخیر نیز سبب تشدید این بحران دست ساز شده است. بحرانی که ناشی از بالا بودن سطخ وابستگی معیشتی جوامع محلی نسبت به سطح تولید جنگل ها که روز به روز هم در حال کاهش بوده شده و پائین آمدن حد آستانه تخريب اين جنگل ها را به دنبال داشته است. میزان مصرف و بهره برداری بیش از قابلیت تولید و بازسازی سبب پائین آمدن "ظرفیت قابل تحمل" جنگل ها شده و این بوم سازگان به تدریج پسرفت نموده و در نهایت ساختار سیستمیک آن ها درهم فرو ریخته و رو به قهقرا میروند.
هر چند توانمندسازي جوامع محلي در داخل و یا حاشیه رویشگاه هاي جنگلي و همچنین ايجاد فرصت های شغلی جایگزین و كاهش وابستگي معيشتي مستقیم بهره برداران به عرصه های طبیعی و اجراي طرح هاي احيائي و حفاظتي تنها راهكار نجات جنگل های زاگرس است ولي بايستي توجه داشته باشيم كه اجراي اين امر تنها توسط سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيزداري كشور كه يك سازمان تخصصي با ظرفيت هاي نرم افزاری و سخت افزاری محدود است، در مقابل حجم بسيار گسترده عمليات مورد نياز این توانمندسازي و کاهش وابستگی مستقیم جوامع محلی به طبیعت، کاری بسيار مشكل و نشدنی است.
برای برون رفت از این بن بست فاجعه بار بایستی در برنامه های توسعه ای كوتاه مدت و ميان مدت براي 11 استان زاگرسی، در قالب يك طرح ملي كه تمام اجزای دولت مسئوليت آن را عهده دار باشند، بربنیاد ظرفیت ها و توانمندی های بوم شناختی (اکولوژیکی) بازتعریفی در چیدمان توسعه ای این مناطق صورت گرفته و از سهم درخور اشتغال در بخش هاي صنعت سازگار با طبیعت مناطق، تجارت ، بازرگاني ، اکوتوریسم و ... از طريق ايجاد كانون ها و مراكز اشتغال زا در حاشيه جنگل، به صورت ويژه و ضربتي برخوردار گردند تا عقب ماندگي چند دهه گذشته استان هاي زاگرس در توسعه پايدار كه منجر به باراندازي معيشتي بخش عمده اي از اهالی اين مناطق بر شانه هاي كم توان عرصه هاي جنگلي گرديده جبران شود و يك نوع تعادل در سطح تولید جنگل ها و سطح نیازهای معیشتی اهالی جنگل ايجاد گردد.
اکثر کارشناسان بخش جنگل بر این باورند که حداكثر حدود 40 درصد از بهره برداران فعلی عرصه های جنگلی را مي توان از طريق اجراي طرح ها و پروژه هاي متكي بر توان و ظرفيت های بالقوه این عرصه هاي جنگلي ساماندهي نمود و مشاغل آنان را به واحدهای اقتصادی قابل قبول تبدیل کرد و حدود 60 درصد از جمعيت وابسته موجود را مي بايست از طريق بالا بردن سهم ويژه اشتغال غیر وابسته به طبیعت در زاگرس ساماندهي كرد .
به دیگر سخن، شناسه هایی مثل تأمين حدود 40 درصد آب شيرين كشور، قرار گرفتن ده ها سد بزرگ برق آبی در حوضه هاي آبخيز زاگرس، اجرای طرح های بزرگ انتقال آب به فلات مرکزی، تأثیرات آب و هوایی و زیست محیطی و ده ها کارکرد طبیعی دیگر، همگی مؤید این حقیقت غیرقابل کتمان است که چاره جز تغییر نگاه مسئولان و مردم به جنگل های زاگرس از نگاهی معیشتی به نگاه توليد آب و کارکردهای زيست محيطي و تفرجي و طبیعت گردی نمی باشد.


نویسنده این وبلاگ(هومان خاکپور)؛ دارای مدرک مهندسی منابع طبیعی دانشگاه تهران بوده و بیش از 20 سال سابقهی کار در بخش منابع طبیعی و آبخیزداری استان چهار محال و بختیاری را دارد.