سدی که به بهانه احداث تونل سوم کوهرنگ حیات را از قیصری می رباید!

منطقه حفاظت شده قیصری با وسعتی بالغ بر 10 هزار هکتار به عنوان یکی از ذخیرگاه های زیستی جانوری و گیاهی ارزشمند کشور در چهارمحال و بختیاری، با تهدید نابودی مهمترین منبع تأمین آب زیستمندانش روبرو شده است.

قيصری در منطقه کوهرنگ و اردل از حوضه آبخیز کارون بزرگ واقع شده که در سال 1380 به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام شده و 5 سال بعد به منطقه حفاظت شده ارتقاء پیدا کرد.  منبع اصلی تأمین آب این منطقه رودخانه شهرياري(آب کوهرنگ) است که با طول تقريبي 15 کيلومتر، منطقه را به دو قسمت تقسيم مي کند. وضعیت توپوگرافی و کوهستانی(ارتفاع 1800 متر تا 3550 متر از سطح دریا) منطقه، سبب ایجاد میکروکلیماهای متعددی شده که تنوع زیستی گیاهی و جانوری ارزشمندی را به ارمغان داشته و گله های کل و بز، پرندگان و آبزیان زیادی را در خود جای داده است. منطقه حفاظت شده قیصری به دلیل برخورداری از ظرفیت های کم نظیر طبیعت گردی، در راستای برنامه های واگذاری تصدی های مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست به بخش خصوصی، انتخاب و در دستور کار محیط زیست استان برای سرمایه گذاری بخش خصوصی قرار دارد.

به لحاظ این شرایط ویژه منطقه که ناشی از تعداد و تنوع زیستی جانوری آن می باشد، هرگونه تغییر در حیات هیدرولوژیکی رودخانه کوهرنگ و ایجاد تنش آبی در منطقه، می تواندخطرات و تهدیدهای بیشتری را نسبت به سایر مناطق حاشیه این رودخانه، برای حیات وحش منطقه به دنبال داشته باشد و سبب گدار حیات وحش از این منطقه تحت حفاظت شود.

شروع عملیات احداث سد در محل ورودی رودخانه کوهرنگ به "منطقه حفاظت شده قیصری" برای ذخیره و هدایت آب به داخل تونل سوم کوهرنگ جهت انتقال بین حوضه ای آب از سرشاخه های کارون به زاینده رود، وضعیت نگران کننده و تهدیدآمیزی را در این زیستگاه طبیعی ایجاد کرده و حیات زیستمندان جانوری منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده و در صورت عدم رعایت حق آبه طبیعی و آب مورد نیاز حیات هیدرولوژیکی این رودخانه، شاهد خسارت های غیرقابل جبران محیط زیستی در این زیسگاه ارزشمند خواهیم بود.

هر چند که در این پروژه عمرانی هم به مانند اکثر پروژه های در دست اجرا، دستگاه اجرایی با کمترین مقاومتی همچنان جلوتر از سازمان حفاظت محیط زیست حرکت می کند و قبل اخذ مجوز ارزیابی لازم، بی توجه به قوانین و مقررات زیست محیطی تجهیز کارگاه کرده و عملیات اجرائی احداث سد را آغاز نموده است، اما انتظار است سازمان حفاظت محیط زیست کشور در اقدامی جامع بر بنیاد ملاحظات محیط زیستی، با اندوخته های آبی منطقه برخورد علمی داشته و با بهره گیری از تمامی ظرفیت های قانونی خود، قبل صدور مجوز ارزیابی و اخذ تضمین های لازم برای رعایت حق آبه طبیعی این رودخانه حیاتی، هرگونه فعالیت مکانیکی در منطقه را متوقف سازد تا برای چندمین بار شاهد طبیعت ستیزی و عملی نشدن تعهدات سدسازان در دیار بختیاری نباشیم.

شوربختانه در سال های اخیر اتفاقات ناگوار و نگران کننده ناشی از عملی نشدن تعهدات مسئولان پروژه های سدسازی کارون 3 و 4 را در منطقه شاهد بوده ایم که به رغم پیگیری های متعدد مسئولان و مردم منطقه، هنوز اقدام قابل توجه ای در راستای جبران خسارت در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست از سوی وزارت نیرو صورت نگرفته و به مطالبات عادی مردم نیز در زمینه تخریب زیرساخت های رفاهی و معیشتی، مثل قطع شدن جاده های دسترسي و دادن حق آبه در روستای بارز از توابع لردگان با اجراي سد كارون 3 ، خشك شدن چشمه مرواريد و عدم تملك زمين هاي مردم در اثر احداث تونل سوم كوهرنگ و یا قطع شدن جاده قديم خوزستان در آبگيري زود هنگام كارون 4 پاسخ داده نشده و نگرانی ها و مشکلات زیادی را برای مردم منطقه ایجاد کرده است.

درج نظر

مهمترین خواسته مردم دیار بختیاری در دور چهارم سفرهای استانی؛ توقف پروژه های انتقال آب بین حوضه ای

جمع کثیری از مردم، دانش آموختگان و فعالان منابع طبیعی و محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری، در پی کم توجه ای مسئولان وزارت نیرو نسبت به اعتراضات و مخالفت های مردم و مسئولان منطقه به طرح های غیرکارشناسی و بحث برانگیز "انتقال آب بین حوضه ای" از سرشاخه های کارون بزرگ به استان های فلات مرکزی کشور، در اقدامی انتقادآمیز، نامه بسیار مهمی به رئیس جمهور نوشته اند. در این نامه که رئیس جمهور به عنوان مدیر آب چهارمحال و بختیاری  مورد خطاب گرفته شده است با بیان اوضاع وخامت بار مدیریت منابع آب استان و خسارات غیرقابل جبران ناشی از پروژه های انتقال آب اجرا شده و در دست اقدام، درخواست کرده اند تا رئیس جمهور به عنوان عالی ترین مقام اجرایی کشور و همچنین قولی که در جمع مردم در سفرهای قبلی داده اند و خود را مدیر آب چهارمحال و بختیاری معرفی کرده اند، مسئولان وزارت نیرو را وادار به تن دادن به نظرات کارشناسی و نتایج مطالعات صورت گرفته توسط مرکز پژوهش های مجلس در سال 1387، سازمان حفاظت محیط زیست کشور و شرکت مدیریت منابع آب ایران کرده و زمینه دست یابی به گزینه های خردمندانه بر مبنای توانمندی های واقعی اکولوژیکی و خواهش های بوم شناختی مناطق، برای پایداری دیار بختیاری و استان های فلات مرکزی را فراهم نمایند.

متن کامل نامه:

جناب آقاي دكتر محمود احمدي نزاد

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

با سلام و تقديم احترام؛

در سال هاي اخير، طرح هاي جديد انتقال آب از استان چهارمحال و بختياري به استان هاي ديگر از جمله طرح بهشت آباد و تونل گلاب مطرح شده كه اجراي آن ها، مشكلات جدي براي منابع آب آينده استان ايجاد خواهد كرد. متأسفانه اين طرح ها، بدون توجه به قوانين و ضوابط ملي و بين المللي تصويب شده و در حاليكه ميلياردها تومان از بيت المال كشور براي اجراي شتابزده اين تونل هاي غيركارشناسي تخصيص داده مي شود، براي اجراي طرح هاي حياتي و كم هزينه استان چهارمحال و بختياري، نظير طرح انتقال آب ونك به لردگان، آبرساني شرب محور بن - بروجن، انتقال آب سبزكوه، طرح عمران زاينده رود جنوبي و تأمين آب به شهرستان هاي اردل و كوهرنگ تعلل مي شود. اين رويه با كدام موازين عدالت خواهانه كه شعار آن داده مي شود، سازگار است.

با توجه به تجارب تلخ حفر تونل سوم كوهرنگ در خشك شدن چشمه هاي مهم منطقه نظير چشمه بزرگ مرواريد و چشمه هاي دشت زرين و خسارات وارد شده به مردم و محيط زيست، چرا بايد تونل هايی به مراتب خطرناك تر، مثل بهشت آباد و گلاب مورد پيگيري عده اي زياده طلب قرار گیرد؟ واقعأ چه كسي پاسخگوي اين همه فجايع زيست محيطي و اجتماعي مي باشد؟ بديهي است اگر امروز اقدام مناسب صورت نگيرد در آينده تبعات سياسي و امنيتي بوجود خواهد آمد. بي ترديد سؤالات بي پاسخ زيادي وجود دارد كه در ادامه به گزيده اي از آنها اشاره مي شود تا در مورد آن ها بيانديشيم و از خود بپرسيم چه بايد كرد و از چه كسي باید مدد گرفت؟

۱) آيا مي دانيد حفر تونل بهشت آباد كه ۳ برابر طولاني تر از تونل سوم كوهرنگ است (با طول بيش از ۶۵ كيلومتر و در عمق بيش از ۳۰۰ متر) چه پيامدهاي زيست محيطي و اجتماعي براي استان هاي چهارمحال و بختياري و خوزستان بدنبال خواهد داشت؟

۲) آيا مي دانيد با حفر تونل بهشت آباد و زهكش شدن آب هاي زيرزميني مناطق مسير از جمله دشت هاي شلمزار، جونقان، كيار، هفشجان، فرخشهر و شهركرد، چه مشكلات و محروميت هائي براي ساكنان حوضه بهشت آباد - كه ۶۰ درصد جمعيت استان را تشكيل مي دهند - بوجود خواهد آورد و چه آينده اي در انتظار آنها خواهد بود؟

۳) آيا ميدانيد طرح بهشت آباد با خط لوله با هزينه و آسيب هاي بسيار بسيار كمتر قابل اجرا است؟ آيا كساني كه اصرار بر حفر تونل بهشت آباد بجاي استفاده از لوله دارند، قصدشان تاراج آب هاي زيرزميني استان نيست؟

۴) آيا مي دانيد سهم لازم از منابع آبي بهشت آباد براي استان در نظر گرفته نشده و اين امر چه پيامدها، محدوديت ها و محروميت هائي براي آيندگان اين استان و شهرستان هاي شهركرد، بروجن، اردل، فارسان و كيار مي تواند به دنبال داشته باشد؟

۵) آيا مي دانيد غائله به طرح بهشت آباد ختم نشده و تونل خطرناك ديگري بنام تونل گلاب 2 براي انحراف آب زاينده رود در دست اجرا است؟

۶) آيا مي دانيد در خشكسالي ها آبدهي رودخانه زاينده رود در منطقه سامان چهارمحال و بختیاری به كمتر از ۲۲ مترمكعب بر ثانيه مي رسد ولي ظرفيت تونل انتقال آب گلاب(کاشان)، بيشتر از ۲۲ مترمكعب بر ثانيه است؟ اين چه معنائي بجز خشك شدن رودخانه زاينده رود در اين استان و خشك شدن باغات ۲۳ روستاي حاشيه زاينده رود و شهرهاي سامان و بن دارد؟

۷) آيا اين تونل هائي كه گفته مي شود طرح ملي هستند كدام مطالعات را انجام داده اند كه منافع ملي را در نظر بگيرند؟

۸) آيا مي دانيد مجامع معتبري هم چون مركز پژوهش هاي مجلس، سازمان بازرسي كل كشور و سازمان حفاظت محيط زيست كشور نيز بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه تونل بهشت آباد با چالش جدي زيست محيطي و اجتماعي مواجه است و نبايد حفر شود؟ پس چرا براي اين سؤالات گوش شنوائي وجود ندارد؟

کنار چشمه نشسته‌اند و تشنه است کامشان

فرا نشین قله‌اند و خالی است جامشان!

تنها مي توان از جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، كه خود را مدير آب استان چهارمحال و بختياري مي داند، تقاضا نمود كه جلوي حفر اين تونل هاي خانمان برانداز و فاجعه برانگيز را بگيرد!

درج نظر

همایش "زاینده رود زاینده بود"

آنچه که در پی می آید، گزارش همایشی است که به منظور "بررسی علل خشکی زاینده رود و تأثیرات آن بر استان اصفهان" و به همت دانشگاه آزاد واحد خمینی شهر اصفهان با عنوان "زاینده رود زاینده بود" در تاریخ نهم آبان ماه 1390 در تالار اجتماعات آن دانشگاه برگزار شد. در این گزارش که در پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران (سبزپرس) منتشر گردیده است سخنان محمد درویش عزیز به عنوان سخنران اول همایش و گفتگوی نگارنده در حاشیه همایش را خواهید خواند.

همایش «زاینده رود، زاینده بود» / انگشت اتهام به سوي آسمان بلند نكنيد!

سبزپرس – گروه منابع طبیعی؛ معصومه شهباز: همايش «زاينده رود، زاينده بود» با حضور فعالان و كارشناسان محيط زيست و منابع طبيعي وهم چنين سخنگوي شوراي شهراصفهان و نماينده آب منطقه اي استان اصفهان در دانشگاه آزاد خميني شهر اصفهان برگزار شد.

به گزارش سبزپرس، «محمد درويش» كارشناس و محقق منابع طبيعي در اين گردهمايي با اشاره به «ويتريني بودن اصل پنجاهم قانون اساسي كشور مبني بر منع هر فعاليتي كه منجر به تخريب و آلودگي محيط زيست شود»، ضمن اشاره به استفاده‌هاي نادرست از منابع طبيعي در استان اصفهان، اين شرايط را به وضعيت فعلي زمين تعميم داد و گفت: «اتفاقي كه در اصفهان روي داده در مقياس بزرگترمصداق اين است كه آن چيزي كه بشر استفاده مي كند در مقابل آن چيزي كه كره زمين در اختيارش قرار مي دهد، بيشتر است».

وي با بيان اين موضوع كه از سال 1980ميلادي به اين سو همواره «مرز اورشوت» پايين تر از ماه دسامبر قرار گرفته و الان اين مرز به سپتامبر رسيده يادآور شد: «در سپتامبر همه توليد كره زمين به وسيله همه 7 ميليارد انساني كه در كره زمين زندگي مي‌كنند مصرف مي شود و در سه ماه پاياني مجبوريم كه از اندوخته استفاده كنيم. دقيقا مثل خانواده اي كه مخارجش متناسب با درآمد ماهانه اش نيست و آخر برج كفگيرش به ته ديگ مي خورد و مجبور است براي اين كه آن ده روز پاياني را طي كند از ذخيره هايش استفاده كند و اين روند براي هميشه نمي تواند ادامه يابد.»

عضو هيات علمي موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور با تاكيد بر اتلاف منابع طبيعي در استان اصفهان گفت: «نوع چيدمان و طراحي توسعه در اين استان متاسفانه متناسب با توانمندي‌هاي بوم شناسي يا اكولوژيكي آن نبوده است. اكنون اصفهان با معضلي روبه رو شده كه ما اسمش را مي گذاريم بدهكاري اكولوژيكي و اصفهان مجبور شده است كه از ذخايرش استفاده كند. يعني حفر چاه هاي عميق، استفاده از موتور پمپ‌هاي قوي تر و برداشت بي رويه تراز منابع آبي محدودش كه مهم‌ترينش زاينده رود است.»

درويش با ارائه يك مثال افزود: «آب دادن به درخت كارلازمي است اما شايد اولويت آن درخت در حال حاضر آبياري نباشد چون آن درخت در حال سوختن در آتش است. در نتيجه نخست بايد درخت را از سوختن بيشتر نجات داد و شايد در اين لحظه آبياري آن درخت نابخردانه باشد. اين مصداق اتفاقي است كه ما در جاي جاي صحنه محيط زيست كشورمان مشاهده مي كنيم.»

وي با بيان اينكه افزايش درآمد سرانه مردم واشتغال زايي  كار ارزشمندي است و همه بايد تلاش كنند كه ايراني به رفاهي سزاوار برسد، گفت: «اما رفاه نبايد به قيمت از دست رفتن پايداري اكولوژيكي باشد و در مقابل اين اقدامات نه تنها رفاه پايداري پديد نمي آيد بلكه حتما آيندگان ما را مورد بازخواست قرار مي دهند و اين وضعيتي است كه دقيقا اصفهان در آن واقع شده است.»

عضو هيات علمي سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور تاكيد كرد: «اگر بيابان زايي در ايران اتفاق بيافتد برگشتن به شرايط مطلوب حتي با حذف عامل مخرب يا بسيار پر هزينه است و يا امكان پذيرنيست. شايد برخي از كشورهاي توسعه يافته، هزينه هاي لازم براي جبران خطاهاي استراتژيك خود در محيط زيست را داشته باشند ولي ايران قادر به جبران اين هزينه ها نيست.»

وي دليل وضعيت غمبار محيط زيست ايران را پايين بودن وزن ملاحظات محيط زيستي و فرياد نزدن به موقع مطالبات آن  دانست.

درويش با يادآوري خشك شدن تالاب هورالعظيم درعراق و تبديل شدن آن به كانون بحران فرسايش بادي و متاثر شدن مردم ايران از خوزستان تا تنكابن خاطر نشان ساخت: «ما بايد متوجه شويم كه عدم توجه به ملاحظات زيست محيطي مي تواند مخاطرات زيادي را نه فقط در سطح منطقه كه در سطح ملي ايجاد كند. آيا ما درس گرفتيم؟ آيا ما حق‌آبه طبيعي تالاب هاي خودمان را رعايت كرديم وقتي اين تجربه تلخ در عراق را ديديم؟»

درويش ادامه داد: « توان باروري تالاب ها از متراكم ترين و بارورترين زمين هاي كشاورزي كه كشتزارهاي نيشكر است، دست كم دو برابر بيشتر است و به همين دليل هم توليد ناخالص تالاب ها 14 درصد است در حالی که كل توليد ناخالص خشكي هاي كره زمين در محدوده يك و نيم درصد است. پس اگر تالاب ها از بين بروند يعني تقريباً حدود 10 برابر وسعت خودشان را از زمين كنده ايم و به دور انداخته ايم. ما هم در كشور خودمان حدود يك ونيم ميليون هكتار تالاب ارزشمند داريم و يكي از آن تالاب هاي ارزشمند، گاوخوني در پايين دست زاينده رود است. متوسط ارزش هر هكتار از اين تالاب 22 هزار دلار است.»

وي درباره اهميت تالاب گاوخوني در كشور يادآور شد: «اهميت گاوخوني به مراتب بيشتر از تالاب انزلي است به خاطراين كه در اقليمي قرار گرفته كه ظرفيت گرمايي ويژه اش پايين و تفاوت دماي شب و روزش زياد است. در نتيجه تالاب گاوخوني تنها اهرمي است كه مي تواند تعادل را در منطقه برقرار كند.»

اين كارشناس منابع طبیعی با بيان اينكه گاوخوني تنها تكيه گاه استواري است كه مي تواند از بروز و تشديد توفان‌هاي گرد و غبار در منطقه جلوگيري كند، گفت: «گاوخوني تنها و يگانه گرانيگاهي است كه مي تواند زاينده رود را در انتهاي مسيرش پالايش كند.»

درويش افزود: «بر اساس ماده 59 و 69 برنامه 5 ساله پنجم توسعه، دولت موظف بوده كه به ارزش‌گذاري اقتصادي اين سرمايه بي نظير اقدام كند و حتي تاكيد كرده كه طرح هاي انتقال آب بين حوزه اي فقط و فقط در شرايطي مجوز مي گيرد كه با آموزه هاي توسعه پايدار و رعايت منافع ملي و زيست محيطي تناقض نداشته باشد. اما اين اتفاق تا كنون صورت نگرفته و ماده 59 برنامه چهارم عينا به برنامه پنجم منتقل شده است.»

درويش در اين خصوص به وضعيت اروند كنار اشاره نموده و گفت: «در اروند كنار در پاياب پرآب ترين رود ايران، نخل ها  خشكيده اند و آب شور خليج فارس روند معكوس پيدا كرده چون ديگر آبي در كارون جاري نمي شود كه بخواهد شيريني خودش را به نخلستان هاي اروند كنار بدهد.»

وي افزود: «در پاسخ به اين كه چرا اين اتفاق افتاده است بايد گفت: چون ما براي حكومت بر طبيعت، به جاي اينكه قوانينش را بشناسيم، بدون ملاحظات راهبردي محيط زيستي و آموزه‌هاي اصلي اكولوژيكي طرح هاي انتقال آب پي در پي ايجاد كرديم، سدهاي متعدد ساختيم و در نتبيجه اين سرنوشت غم انگيز را در دشت خاصلخيز ايران يعني خوزستان ايجاد كرديم.»

وي در ادامه ضمن بازگشت به مبحث زاينده رود و تالاب گاوخوني گفت: «اگر 15 درصد از آورد سالانه زاينده رود به گاوخوني اختصاص پيدا مي كرد، وضعيت گاوخوني اين گونه نبود.»

درويش ادامه داد: «800 ميلون متر مكعب آورد ساليانه زاينده رود با دو تونل كه ايجاد شده  به دو برابر رسيده ولي باز هم نفس زاينده رود حتي به پل خواجو هم نمي رسد! چرا؟! چون توانمندي هاي اكولوژيكي در طراحي توسعه رعايت نشده است. پس لطفا انگشت اتهام به سوي آسمان بلند نكنيد.»

در اين گردهمايي، نماينده آب منطقه اي اصفهان با بيان آمار و ارقام منابع آب و سهم محيط زيست، شرب، كشاورزي و صنعت در استان اصفهان به آورد زاينده رود در دوره هاي قبل ازعملي شدن طرح هاي انتقال آب تونل ها و بعد ازعملي شدن آنها اشاره کرد.

بر اساس آماري كه وي ارائه داد، طبق آمارهاي اعلام شده سهم محيط زيست و تالاب گاوخونی از 640 میلیون مترمکعب در سال 49 به صفردرسال 90 رسيده است. همچنين سهم شرب در همين بازه زماني از50 به 450 ميليون متر مكعب رسيده است. در خصوص صنعت اين رقم از پنج به 120 رسيده كه در دوره خشكسالي طولاني 77ـ 89 حتي با اضافه شدن تونل چشمه لنگان، آب زاينده رود نسبت به دهه قبل حدود 500 ميليون متر مكعب كاهش داشته است.

بر پايه آمار اعلام شده از سوي آب منطقه اي اصفهان، با وجود انتقال مداوم آب، سهم صنعت و شرب و كشاورزي بيشتر و بيشتر شده ودر مقابل سهم محيط زيست زاينده رود و تالاب گاوخوني به صفر رسيده است. برآوردها و پيش بيني هاي انتقال آب به اصفهان با وقوع خشكسالي محقق نشده و در نتيجه در پي عملي شدن طرح هاي انتقال آب، صنايع پر مصرف آب ايجاد شده با مطالبه حجم زياد آب، ناگزير به استفاده از حقابه زاينده رود و تالاب گاوخوني شدند. چيزي كه خواسته هاي اكولوژيك و طبيعي اصفهان را قرباني كرده است.

«هومان خاكپور» کارشناس منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری نيز در حاشيه اين گردهمايي گفت: «به جاي اينكه مديران و متوليان مربوط به حوزه آب استان اصفهان انگشت اتهام به سوي آسمان يا به سوي استان بالادستي دراز كنند بهتر است در چيدمان توسعه استان تجديد نظر كنند.»

وي يادآور شد: «حق‌آبه اصفهان از زاينده رود 800 ميليون متر مكعب بوده كه بعد با تونل هاي انتقال آب 1 و 2 و 3 ، دو برابر شده و به یک میلیارد و 600 ميليون متر مكعب رسيده ولي به خاطر اينكه چيدمان توسعه و پيشرفت در حوزه كشاورزي متناسب با توانمندي هاي استان نبوده و خواهش هاي اكولوژيكي استان مد نظر قرار نگرفته، همچنان زاينده رود وضعيتش بدتر شده و تالاب گاوخوني روز به روز رو به سوي خشكي بيشتر پيش رفته است.»

اين كارشناس و فعال منابع طبيعي افزود: «با پروژه انتقال آب و تامين آب از مناطق ديگر مشكل زاينده رود و گاوخوني حل نمي شود. چيدمان غلط مصرف كنندگان آب و صنايع پر مصرف آبي در استان اصفهان، به نوعي روند رشد نرخ جمعيت را شتاب چشمگير بخشيده است، صنايعي كه نه تنها تهديد بزرگي براكولوژي آن منطقه بوده بلكه باعث شده تراكم جمعيت در اين استان افزايش يابد.»

وي افزود: «پروژه بهشت آباد به وسيله تونلي به طول 65 كيلومتر در عمق 300 متري زمين، آب را از بهشت آباد به سمت اصفهان منتقل خواهد كرد. طرحي كه بر اساس اسناد مركز پژوهش مجلس شوراي اسلامي، ارزيابي سازمان محيط زيست، و ارزيابي كميته مطالعات شركت منابع آب ايران به دلايل خسارتهاي زيست محيطي، غير اقتصادي  بودن  پروژه، مخالفت مردم و غير فني بودن مردود اعلام شده اما با نفوذ مديران استان اصفهان مجدداً مجوز اجراي اين پروژه گرفته شده است.»

خاكپور در خصوص پروژه بهشت آباد گفت: «هرگونه توسعه اي بايد بر اساس خواهش‌‌هاي اكولوژيكي منطقه و براي تامين آب شرب باشد ولي متاسفانه در استان اصفهان پروژه‌هاي انتقال آب كه بر زاينده رود بارگذاري شده براي شرب نيست و براي صنعت است و همين باعث شده  اين بارگذاري ها غلط قلمداد شود.»

گفتني است در تمام كشورهاي توسعه يافته و كشورهايي كه به پايداري سرزمين رسيده اند، اولويت اول مديريت آب با محيط زيست، رودخانه ها، تالاب‌ها و مناطق اكولوژيكي است و شرب، كشاورزي و صنعت در مرحله دوم قرار دارند. اين روش در كشور ما برعكس شده است و اگر در آخر آبي بماند به محيط زيست (مثلا زاينده رود يا تالاب گاوخوني) مي رسد، نگاه غلطي كه در مديريت آب باعث شده، زاينده رود زاينده نماند.

درج نظر

نامه ای مهم به مجلس و عالی ترین مقامات اجرایی مرتبط با فاجعه دریاچه ارومیه

جمع کثیری از اساتید، دانش آموختگان منابع طبیعی و محیط زیست، انجمن های علمی مطرح و تشکل های مردمی فعال در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور در اقدامی کم همتا و قابل تحسین، نامه بسیار مهمی به هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی نوشته اند. امضاء کنندگان این نامه به عنوان نمایندگان تشکل های علمی و مردمی و جمع زیادی از کارشناسان و متخصصان حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور با بیان اوضاع وخامت بار دریاچه ارومیه، درخواست کرده اند تا نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، نهاد های تصمیم گیر و مسئولان دستگاه های اجرائی فعال در ماجرای احیای دریاچه ارومیه، با ایجاد فضای گفتگوی کارشناسی زمینه دست یابی به گزینه های خردمندانه و پایدار برای نجات این نگین فیروزه ای وطن را فراهم نمایند.

متن کامل نامه:

به نام آفریدگار زیبایی

هیئت رئیسه محترم مجلس شورای اسلامی

همان طور که می دانیم، حال دریاچه ارومیه خوب نیست. ارومیه فیروزه ای، دیر زمانی است که در بستر بیماریست و چشم انتظار دارویی برای بازیابیِ طراوت و شادابی گذشته خود.

ما نگرانی های مردم، تشکل ها و فعالان محیط زیست و تلاش های آنها برای اعلام همبستگی با این سرمایه ملی را  می ستاییم و آن را نشان از مسئولیت پذیری  ایشان در قبال ذخایر طبیعی کشور می دانیم. آری؛ به راستی که امروز دریاچه ارومیه نیازمند توجه ملی است و ما در این راستا لازم دیدیم نکاتی را به تمام کسانی که به واسطه سمت های اجرایی شان، نقشی در تعیین سرنوشت دریاچه دارند، متذکر شویم:

1- باور اغلب متخصصان محیط زیست این است که مداخلات انسانی نظیر توسعه نامتوازن، سدسازی های بی رویه، احداث میان گذر، گسترش کشاورزیِ ناکارآمد و حفر شتابان چاه‌های مجاز و غیر مجاز، بر پیدایش مشکلات دریاچه ارومیه اثر غیر قابل انکاری داشته  است و این مسئله، فقط پیامد یک روند طبیعی اکوسیستم منطقه نیست.

2- طرح های پیشنهادی انتقال آب بین حوضه ای، نظیر انتقال آب از رودخانه های ارس یا زاب، به علت زیان بزرگ ایجاد شده در مبدا و اثرات نامعلوم در مقصد، از طرف قریب به اتفاق کارشناسان محیط زیستی با هشدار و اعلام نگرانی مواجه شده اند. ما ضمن اعلام حمایت از این نگرانی ها و مخالفت با چنین اقدام‌های نسنجیده ای، باور داریم تصمیماتی که در آنها نگاه همه جانبه ای به اکوسیستم منطقه نشده باشد، نه تنها راه گشا نیستند، بلکه مشکلی بر مشکلات موجود اضافه خواهند کرد.

3- مشکلات به وجود آمده برای دریاچه ارومیه، یک شبه درست نشده اند که بتوان یک شبه هم آنها را رفع و رجوع کرد. باید چاره ای اساسی بیاندیشیم و در درجه اول باور داشته باشیم که چیزی مهم تر از آینده زیست بوم منطقه نیست. لذا، سازمان های مسئول، فراتر از متهم کردن یکدیگر، باید اشتباهات و کوتاهی هایشان را بپذیرند، و در این راه، اگر لازم شد که بر روی برخی تصمیمات قبلی غلط خود، خط قرمز بکشند، این کار را با شجاعت انجام دهند.

4- به نظر ما، در شرایط فعلی حاکم شدن فضای گفتگوی کارشناسی و خردورزانه، بهترین اتفاقی است که می تواند بین دولت، رسانه ها، تشکل ها و کارشناسان دلسوز منابع طبیعی و محیط زیست بیافتد. گفتگویی که هدفش یک چیز باشد: «پیدا کردن راه حلی معقول برای دریاچه ارومیه»؛ راه حلی که با نگاهی جامع، تمام اکوسیستم منطقه و حیات اقتصادی، اجتماعی و طبیعی آن را مد نظر داشته باشد.

در پایان باید اشاره کرد که اگرچه دریاچه ارومیه در حال حاضر رسانه ای ترین مشکل محیط زیستی ایران شده است، اما این موضوع، یگانه مسئله طبیعت کشورمان نیست و ما با مخاطرات پر اهمیت دیگری از جمله سرعت بالای فرسایش خاک، تغییر کاربری و کاهش شدید عرصه های جنگلی، خشک شدن اغلب تالاب‌ها و دریاچه های مرکزی کشور، فرونشست زمین و گسترش بیابان زایی، تشدید گرد و غبار و رخداد ریزگردها و آلودگی های محیطی هم روبرو هستیم.

بحران محیط زیست، آینده جامعه ما را به طور جدی تهدید می کند و برای مقابله با آن، نیازمند یک همبستگی و همراهی ملی هستیم: مردمی که هریک داوطلبانه، پاسدار محیط زیست باشند و مسئولانی که با امکانات و بودجه در دستشان و البته با در نظر گرفتن نظرات کارشناسان و دلسوزان محیط زیست کشور، پاسخگوی نگرانی های موجود باشند.

به امید روزهای بهتر برای محیط زیست ایران؛

جمعی از تشکل ها و کارشناسان محیط زیستی

کارشناسان امضا کننده به ترتیب حروف الفبا :

1- رضا اخوان، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

2- وحید اعتماد، استاد دانشگاه تهران

3- محمد حسین ایران نژاد پاریزی، استاد دانشگاه یزد

4- مهدی بصیری، استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی اصفهان

5- عبدالرسول تِلوَری، کارشناس بازنشسته مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری کشور

6- مقداد جور غلامی، استاد دانشگاه تهران

7 بهرام حسن زاده کیابی، استاد دانشگاه شهید بهشتی

8- محمد خسرو شاهی، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

9- علی اصغر درویش صفت، استاد دانشگاه تهران

10- محمد درویش، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

11- احمد رحمانی، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

12- حسن روحی پور، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

13- عزت الله رئیسی، استاد دانشگاه شیراز

14- قوام الدین زاهدی امیری، استاد دانشگاه تهران

15- علی سلاجقه، استاد دانشگاه تهران

16- تقی شامخی، استاد دانشگاه تهران

17- انوشیروان شیروانی، استاد دانشگاه تهران

18- سید حمیدرضا صادقی، استاد دانشگاه تربیت مدرس

19- هوشنگ ضیائی، استاد دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

20- ناصر طالب بیدختی، استاد دانشگاه شیراز

21- سیدرضا طبایی عَقدایی، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

22- فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر آب و توسعه پایدار

23- احسان عبدی، استاد دانشگاه تهران

24- پدرام عطارد، استاد دانشگاه تهران

25- مهدی فرح پور، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

26- بیژن فرهنگ دره شوری، کارشناس و پژوهشگر محیط زیست

27- عباس قمری زارع، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات  جنگلها و مراتع

28- اسماعیل کهرم، استاد دانشگاه آزاد مرکز تحقیقات تهران

29- هادی کیا دلیری، استاد دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات

30- حمید گـُشتاسب میگونی، استاد دانشگاه محیط زیست کرج

31- ابوالقاسم متین، کارشناس سازمان ترویج، آموزش و تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی

32- باریس مجنونیان، استاد دانشگاه تهران

33- مجید مخدوم، استاد دانشگاه تهران

34- محمدرضا مروی مهاجر، استاد دانشگاه تهران

35- محمدرضا مقدم، استاد بازنشسته دانشگاه تهران

36- کاظم نصرتی نصرآبادی، کارشناس محیط زیست و رئیس جامعه جنگلبانی ایران

37- منوچهر نمیرانیان، استاد دانشگاه تهران

38- پیمان یوسفی آذر، کارشناس و پژوهشگر سازمان جنگلها

انجمن های علمی و تشکل های امضا کننده:

انجمن علمی ارزیابی محیط زیست ایران، انجمن علمی آبخیزداری ایران، انجمن اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع، کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف، انجمن علمی جنگلبانی ایران، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، جمعیت داوطلبان سبز، کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، انجمن پایشگران حامی محیط زیست، انجمن حمایت از محیط زیست و منابع طبیعی(پیام سبز)، موسسه توسعه پایدار هرمد، جامعه جنگلبانی ایران، انجمن طرح سرزمین، موسسه آوای طبیعت پایدار، کانون انسان پاک-زمین پاک، موسسه سبزکاران گیلان، کمیسیون محیط زیست انجمن طرفداران توسعه انزلی، انجمن بین رشته ای محیط زیست و اکوتوریسم، انجمن حفظ محیط کوهستان، انجمن حافظان محیط زیست بادرود، انجمن یوزپلنگ ایرانی، موسسه طنین طبیعت تیرگان، دیده بان کوهستان

رونوشت:

دفتر مقام معظم رهبری، دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، دفتر ریاست جمهوری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، وزارت نیرو(وزیر محترم نیرو، معاون منابع آب وزارتخانه، مدیر عامل شرکت مدیریت منابع آب ایران)، کمیسیون آب-کشاورزی و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی، کمیسیون نیرو در مجلس شورای اسلامی، رسانه های همگانی

درج نظر

رکاب زنی 405 کیلومتری با شعار "زنده باد زاینده رود"

خوشبختانه این روزها، تبعات خشک شدن زاینده رود - بزرگترین رودخانه مرکزی ایران - به عنوان یک چالش ملی و فرامنطقه ای سبب ایجاد حساسیت های ویژه ای در بین بیشتر فعالان حوزه های مختلف علمی، هنری، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی جامعه شده و علاوه بر عالی ترین مقامات محلی، حتی تعدادی از مقامات عالی کشوری را نیز وارد میدان کرده است.

در همین راستا و به منظور افزایش سطح این حساسیت ها در بین دست اندرکاران و مسئولان منطقه ای و ملی، "كانون دوستداران محيط زيست دانشگاه تربیت دبیر رجايي" درنظر دارد تيم دوچرخه سواري اش در برنامه ای فرهنگی ورزشی، از 12 تا 16 آبان ماه از سراب زاینده رود(چلگرد) تا پایاب زاینده رود(تالاب گاوخوني) در مسافتی 405 کیلومتری با شعار "زنده باد زاينده رود" ركاب زني کنند.

آنان می خواهند نشان دهند آنچه که در دیار زنده رود رخداده و سبب شده تا زمزمه های مرگ تدریجی گاوخونی پرطنین تر شنیده شود، تنها به دلیل خشکسالی یا بروز تغییر اقلیم نبوده است و وقتی که به بهانه توسعه و اشتغال زایی، پرمصرف ترین صنایع خود (فولاد و آهن) را بدون توجه به خواهش های اکولوژیکی سرزمین در این منطقه احداث می کنیم و وقتی که به جای افزایش راندمان آبیاری و تغییر الگوی کشت در بخش کشاورزی یکی از قطب های علمی کشور، عملاً در همان شیوه های کشاورزی سنتی متوقف مانده ایم و برای کسب افتخار افزایش تولید به هر بهایی! تنها به افزایش سطوح کشاورزی مان اندیشیده ایم، معلوم است که باید انتظار چنین تنش های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی بزرگی را هم داشته باشیم.

درج نظر

“لایحه جامع منابع طبیعی” و درخواست تشکل های علمی از مقام معظم رهبری

حدود یک ماه و نیم پیش و در سکوتی معنی دار، خبرهای نگران کننده ای از روند رسیدگی لایحه جامع منابع طبیعی در “کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس” به نگارنده رسید که در یادداشتی با عنوان "قانونی که ترویج بی قانونی میکند" به آن پرداخته شد. در آن یادداشت اشاره گردید که تغییرات اعمال شده در برخی مواد این لایحه حکایت از طبیعت ستیزی آشکار و ترویج بی قانونی در بین مردم داشته و پایداری اکولوژیکی محیط های طبیعی مان را هدف خواهد گرفت.

نگارنده بر این باور است که خسارت های ناشی از تصویب این مواد از لایحه به مراتب بیشتر از مؤلفه هایی مانند سدسازی، سوخت هیزمی، زراعت زیر اشکوب و دام مازاد در طبیعت بوده و بدون شک تهدیدهایی مانند افزایش تصرفات غیرقانونی، تغییر کاربری های غیراصولی در رویشگاه های جنگلی و مرتعی کشور بدون توجه به توان و خواهش های بوم‌شناختی آن عرصه ها، تخریب جنگل ها خصوصا" در ناحیه رویشی زاگرس و ترویج بی قانونی در حوزه منابع طبیعی را شدت خواهد بخشید.

بنابراین در چنین شرایط تهدیدآمیزی انتظار می رفت شاهد واکنش های گسترده تر و سزاوارتری از سوی دانش آموختگان و متخصصان حوزه منابع طبیعی باشیم، اما در عین ناباوری در این خصوص اطلاع رسانی لازم صورت نگرفت و تعداد معدودی از کارشناسان و رسانه ها به این موضوع مهم و حیاتی پرداختند و متأسفانه این لایحه هرگز با حساسیت درخوری در رسانه ها و محافل علمی مورد نقد کارشناسی قرار نگرفت.

خوشبختانه اخیرا" تعداد 9 تشکل علمی مطرح کشور به نمایندگی از جمع کثیری از نخبگان حوزۀ منابع طبيعي و محیط زیست ، در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای - رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران – بر تهدیدهای غیرقابل انکار و مغایرت های لایحه با قانون اساسی و قوانین فعلی تأکید کرده و از آن مقام تقاضای صدور امر مبنی بر خروج لایحه از دستور کار مجلس کرده اند تا در فضایي آرام و کاملا" کارشناسی شده، قانونی جامع تهیه و تدوین گردد.

متن این نامه :

محضر مقام معظم رهبري؛ حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي دامه افاضاته

با سلام و احترام

همانگونه که جنابعالي بهتر از همه واقفيد منابع طبيعي کشور عزيز ما ايران اسلامي سرمايۀ عظيمي است که به لطف خداوند و طي قرون گذشته شکل گرفته وموروثي است که همه مکلف به حفظ و ارتقاء آن هستيم. اين سرمايه از دو ديدگاه مادي و معنوي داراي چنان ارزشي است که قيمت گذاشتن بر آن ظلم به لطف بزرگي است که حضرت حق در حق بندگان خود نموده است.

ایران در منطقه‌ای از جهان واقع شده که به لحاظ اقلیمی داراي اکوسيستمهای بسیار حساس و شکننده می باشد. اگرچه تنوع آب و هوایی موجب جاي گرفتن بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري در آن شده است اما به هم زدن محيط‌هاي طبيعي ضربه‌هایي را بر اين منابع وارد کرده است که در بسياري از موارد جبران‌ناپذير می‌باشد. آسیب دیدن این اکوسیستم‌ها، زیان‌های طبیعی- اقتصادی و زیست محیطی دارد که نمونه‌های بارز آن طی سال‌های اخیر خشک شدن درياچۀ اروميه و هجوم نمک به روستاها و شهرها و شوری مزارع کشاورزی اطراف آن، خشک شدن تالابها، پر شدن سدها در اثر فرسایش، خشک شدن درختان بلوط در غرب کشور در اثر شخم مراتع وکشت ديم در زير آشکوب اين درختان، از بین رفتن تنوع گونه‌ای و اخيرا نیز هجوم ريزگردها می‌باشند.

قانون ملي شدن جنگلها و مراتع که قانوني جامع و در حد زمان خود بسيار کامل تدوين شده است، دولت را موظف به حفظ اين اموال کرده است. در سوره مبارکه انفال نيز اين منابع  از آن خدا و رسول خدا بر شمرده شده است و به عبارتي آن را متعلق به آحاد جامعه دانسته که هيچکس حق واگذاري آن را ندارد مگر آن که مطمئن شود از واگذاري آن به جامعه سود خواهد رسيد و به اصل آن نيز آسيب وارد نمي‌شود.

علیرغم آنچه بیان شد اخيرا لایحه‌ای در مجلس شوراي اسلامي درحال راي‌گيري می‌باشد که  نسخه کاملا گزينشي از لايحه‌اي است که از سوي دولت و پس از اعمال نظرات کارشناسی به مجلس رفته است اما با نهایت تاسف باید اظهار داشت بندهایي از لایحۀ مذکور که بر حفظ و نگهداري از اين منابع تاکيد دارد از آن حذف شده است (تاکيد مي شود که اصل لايحه اي که توسط دولت و با جلسات بسيار زياد در دولت و کميسيون کشاورزي،آب و منابع طبيعي مجلس مصوب شده بود بسيار جامع و مانع بود). روح لایحۀ جدید و غیرکارشناسی از يک سو با اصل 45 قانون اساسي در تناقض است حال آنکه قانون اساسی حاکم بر قوانین جاری می‌باشد و از سوی ديگر بستر مناسبی برای تسهيل در امر واگذاري اين منابع فراهم می‌نماید. برای روشن‌تر شدن موضوع و تاثیر آن بر تخریب منابع طبیعی به صورت مصداقی به مواردی از لایحۀ مذکور اشاره می‌شود. در مادۀ 6 اين لايحه براي تبدیل اراضي ملي به کشاورزي که قبل از سال 1365 مورد تصرف قرار گرفته‌اند اجازه صدور سند داده شده است. همچنین به آن دسته از افراد که تا سال 1389 اقدام به تصرف اراضی ملی کرده باشند اجازه عقد اجاره‌نامه 99 ساله را مي‌دهد. اين مسئله موجبات تشويق متعرضان به انفال را فراهم مي‌آورد. اين ماده با ماده 690 قانون مجازات اسلامي و با اصول 45 و 49 قانون اساسي تناقض آشکار دارد. از سوی دیگر این موضوع  با فرمايشات حضرتعالي در سال 1388 که خواستار قطع يد متصرفان به عرصه‌هاي منابع طبيعي شدید آشکارا در تضاد است.

در مادۀ 20 لايحه پيشنهاد شده است مراتع فقير و نيمه‌فقير به صورت رايگان در اختيار متقاضيان قرار گيرد. مراتع فقير و نيمه‌فقير بيش از نيمي از کشور را فرا گرفته‌اند و جملگی داراي پروانه چرا هستند که محل معيشت جمع کثيري از عشایر و دامداران زحمت‌کش به حساب می‌آیند. آنان با توقع اندک در راه توليد  تلاش می‌کنند و سلب حقوقشان توافقي با مباحث عدالت اسلامي ندارد.

مجموعه اساتید و دانش‌آموختگان منابع طبیعی و محیط زیست با آگاهی از پیامدهای تخریب منابع مذکور به شدت نگران کیفیت و امکانات زیستی نسل‌های آینده این کشور می‌باشند. امضاء‌کنندگان اين درخواست به عنوان مسئولان انجمن‌هاي علمي کشور و نمایندۀ جمع کثیری از نخبگان حوزۀ منابع طبيعي و محیط زیست از آن مقام همام درخواست مي‌نمایيم که چون هميشه از منابع طبيعي کشور پشتيباني فرموده  و همان گونه که در جلوگيري از واگذاري مراتع اطراف شهرها با فرمايشات داهيانه خود قلب دوستداران طبيعت را شاد فرموديد در اين مورد نیز دستور  فرمايند تا اين لايحه از دستور کار مجلس خارج شده و در فضایي آرام و با تشکيل جلسات کارشناسي نسبت به تدوين قانون جديد با نظرکارشناسان فن اقدام گردد.

اسامی امضا کنندگان نامه:

- حسن احمدي؛ رئيس انجمن مديريت و کنترل مناطق بياباني ايران

- مهدي بصيري؛ رئيس انجمن مرتعداري ايران

- علي سلاجقه؛ رئيس انجمن آبخيزداري ايران

- مهدي فرحپور؛ رئيس انجمن اعضاء هيئت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور

- هادي کيادليري؛ رئيس انجمن جنگلباني ايران

- مجيد مخدوم؛ رئيس انجمن ارزيابي محيط زيست ايران

- بهبود محبي؛ رئيس انجمن علوم و صنايع چوب و کاغذ ايران

- باقر مجازي اميري؛ رئيس انجمن علمي آبزي پروري ايران

- محمد نصرتي؛ رئيس جامعه جنگلباني ايران

رونوشت:

- رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

- رياست محترم قوه قضائيه

- رياست محترم شوراي نگبهان

- رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام

- رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست کشور

- ریاست محترم سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور

- کمسيون انجمن‌هاي علمي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري

درج نظر