واردات چای و رونق ویلاسازی در جنگل‌های شمال!

     پیوستگی موضوعات حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور بر حوزه منابع طبیعی و محیط زیست در شمار مهمترین اصول پذیرفته شده علمی و مدیریت جامع بر سرزمین است که در توسعه پایدار به شایستگی مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد. در زمینه تأثیرات ویرانگر سیاست‌گذاری‌های حوزه بازرگانی بر جنگل‌های شمال کشور گفتگویی را با خبرگزاری مهر انجام داده‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

واردات چای

ادامه نوشته

قانونی که قرار است جنگل‌ها و مراتع را به حراج بگذارد!

     اخیرا" طرحی توسط 30 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تهیه و جهت تصویب به مجلس ارائه شد که در بین فعالان و متخصصان حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور نگرانی‌های زیادی را ایجاد کرد. بهانه ارائه این طرح نابخردانه ناتوانی دولت در تأمین هزینه‌های فعالیت‌های عمرانی دولت خصوصا" پروژه‌های بخش راه، آب و فاضلاب است و قرار است در صورت تصویب این طرح به شورای‌های برنامه‌ریزی و توسعه استان‌ها اجازه داده شود تا جهت تأمین بخشی از منابع مالی طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام و آماده بهره‌برداری فصل حمل و نقل و آب و فاضلاب روستایی و شهری و انتقال آب از محل تغییر کاربری زمین‌های ملی که مورد درخواست اداره کل راه و شهرسازی و آب و فاضلاب شهری و روستایی و آب منطقه استان‌ها هستند را به صورت رایگان در اختیار آن ادارات کل  قرار دهند تا به‌جای مطالبات پیمانکاران دولت، نسبت به واگذاری و فروش اراضی مذکور به قیمت کارشناسی روز  به متقاضیان بخش‌های خصوصی و تعاونی و پیمانکاران اقدام شود.

     بدون شک تصویب چنین طرح‌هایی که صراحتا" مغایر با اصول علمی، قانون اساسی و ملاحظات محیط زیستی هستند اضافه بر حراج داشته‌های طبیعی، توّهم دست‌اندازی به اراضی ملی جنگلی و مرتعی را افزایش داده و وضعیت ناپایدار طبیعت کشور را شکننده‌تر خواهند کرد. در همین زمینه در گفتگویی با خبرنگار روزنامه فرهیختگان شرکت کرده‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

فرهیختگان

ادامه نوشته

خطر گسترش قاچاق بذر بلوط‌های زاگرس به کشورهای عربی!

    برخی از گزارش‌های منتشره حکایت از قاچاق بذر بلوط جنگل‌های زاگرس به کشورهای عربی داشته که یقینا" می‌تواند در شمار تازه‌ترین تهدیدهای انسانی اکوسیستم‌های جنگلی زاگرس قرار گیرد. در همین زمینه گفتگویی را با خبرنگار روزنامه جام‌جم داشته‌ام که می‌توانید شرح کامل آن‌را در زیر بخوانید:

قاچاق بذر

سودجويان، اين بار بذر بلوط قاچاق مي كنند

 روزنامه جام جم، شماره 3854 به تاريخ 12 آذر 1392، صفحه 15 (ايران)

     قاچاقچيان بذر بلوط را از بوميان استان هاي زاگرس نشين ارزان مي خرند و به كشورهاي حاشيه خليج فارس مي فرستند. بلاو مصيبت دست از سر بلوط هاي زاگرس برنمي دارد. اگر تا ديروز صحبت از آفت و بيماري، خشکيدگي و خشکسالي، چراي بي رويه دام، آتش سوزي، قطع و سرشاخه زني و قاچاق چوب و زغال بلوط بود و مرگ و زوال هزاران اصله درخت، اين روزها زنگ خطر جمع آوري و قاچاق بذر بلوط به کشورهاي عربي در استان هاي زاگرس نشين کشور به گوش مي رسد.

ادامه نوشته

نقدی بر انتقال آب زاینده‌رود از دیدگاه یک متخصص منابع آب

      چهارمین یادداشت دوست ارجمندمان دکتر رحیم علیمحمدی برای تارنمای طبیعت بختیاری ارسال شده است که در ادامه یادداشت‌های منتشر شده ازاین پژوهش‌گر برجسته واستادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری، با خوانندگان گرامی‌این تارنما به اشتراک گذاشته می‌شود:

تونل گلاب و خشک شدن رودخانه زاینده رود از حجت آباد تا گاوخونی

رحیم علیمحمدی

     رودخانه زاینده رود از حدود 30 هزار سال پیش به عنوان محور اصلی و تمدن ساز در جنوب غرب و فلات مرکزی ایران به شمار رفته و خواهد رفت. این رودخانه ۴۲۰کیلومتری، که کمتر از 100 کیلومتر آن در استان چهارمحال وبختیاری و مابقی آن در استان اصفهان واقع شده، از ارتفاعات زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته و با در نوردیدن استانهای چهارمحال و بختیاری و اصفهان به تالاب گاوخونی می‌ریزد. رودخانه همیشه با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. اگر تاریخ را ورق زنیم هر از گاهی چند، خشکی و خشکسالی‌های منطقه باعث بروز قحطی و گرسنگی در جامعه بهره برداران زاینده رود در پیرامون رودخانه شده است که گاهی منجر به تغییر نظام های سیاسی شده است .تجربه های تلخ خشکسالی و قحطی در فواصل 2، 3، 5 و حتی 30 ساله اتفاق افتاده است. در سالهای 198 تا 218 هجری قمری( در زمان خلافت مأمون عباسی)، 323، 423، در زمان کریم خان زند، 1180، 1202، 1288، 1247، و اکنون از سال 1386 تا بحال، شش سال است که خشکسالی در منطقه خصوصأ ارتفاعات زردکوه بختیاری تداوم دارد. از طرفی تغییرات اقلیمی، گرم شدن نسبی هوا، کاهش تداوم ساعت های هوای سرد و حداقل های دما، باعث تبدیل بارش برف به باران شده است همین طور پراکندگی زیاد و کاهش زمان تداوم و میزان بارش ها،که این تغییرات افزایش تبخیر و تلفات بارش را به همراه دارد.

ادامه نوشته

سازمان حفاظت محیط زیست در نخستین 100 روزه دولت یازدهم

     به‌بهانه بررسی عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست کشور در پایان صدمین روز آغاز به کار دولت یازدهم؛ در گفتگویی با خبرنگار روزنامه آرمان شرکت کرده‌ام که می‌تواند متن کامل آن‌را در زیر بخوانید:

100 روزه

ادامه نوشته

تشکیل زنجیره انسانی با شعار "تونل‌های گلاب = مرگ زاینده‌رود"

     تونل‌های گلاب و انحراف جریان زاینده‌رود در محدوده استان چهارمحال و بختیاری در شمار مهمترین چالش‌های محیط زیستی منطقه است که در حال تبدیل شدن به یکی از تنش‌های اجتماعی نگران کننده است! بدون شک تونل‌های گلاب اضافه بر نابودی اکوسیستم آن بخش از رودخانه زاینده‌رود که در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است، معیشت و زندگی مردمان منطقه سامان و ۲۲ روستای حاشیه این رودخانه در محدوده استان چهارمحال و بختیاری را با تهدیدهای جدی اقتصادی و اجتماعی مواجه می‌کند.

     اعتراضات اجتماعی مردم منطقه، مسئولان و فعالان محیط زیست استان به این تونل‌های انحراف آب، بیش از 3 سال است که ادامه داشته و منجر به تجمعات و تنش‌های اجتماعی زیادی در منطقه شده است. اما به‌رغم این نارضایتی‌های اجتماعی و مخالفت‌های کارشناسی از نقطه نظرهای اقتصادی، فنی، اجتماعی و زیست محیطی؛ متأسفانه وزارت نیرو در خصوص توقف عملیات اجرائی این تونل‌ها اقدام انجام نداده و به‌نظر می‌رسد برنامه‌ای برای توقف آن هم ندارد.

     تشکیل زنجیره انسانی حمایت از زاینده‌رود در صبح‌جمعه مورخ 8 آذر‌ماه 1392 در ادمه روند همین اعتراضات اجتماعی است که توسط تشکل‌های مردم نهاد استان و با شعار "تونل‌های گلاب = مرگ زاینده‌رود"، در محل پل زمان‌خان در حاشیه زاینده‌رود، برنامه‌ریزی شده است تا از این طریق فریاد حقوق تضیع شده زاینده‌رود و مرگ این رودخانه حیات‌بخش به گوش دست‌اندرکاران و تصمیم‌گیران ارشد کشوری برسد.

ادامه نوشته

یک تیتر اشتباه و اعتراض به روزنامه آرمان!

مرگ زاگرس

     انتخاب اشتباه یک تیتر برای گفتگوی نگارنده با خبرنگار روزنامه آرمان، بهانه نگارش این جوابیه و ارسال آن برای سردبیر محترم آرمان و روابط عمومی سازمان جنگل‌ها بوده است. متن کامل این جوابیه را می توانید در زیر بخوانید:

سردبیر محترم روزنامه آرمان؛ جناب آقای حسین عبداللهی

باسلام و احترام

     پيرو درج گزارش بررسی وضعیت جنگل‌های زاگرس با عنوان "مقصر تخریب زاگرس، سازمان جنگل‌هاست" و انتخاب و تنظیم نادرست تیتر و مقدمه گفتگوی نگارنده با خبرنگار آن روزنامه؛ جوابيه‌ زیر حضورتان ايفاد مي‌شود. خواهشمند است دستور فرماييد نسبت به انتشار آن اقدام فرمايند:

     نگارنده به‌عنوان یک فعال محیط زیست در گفتگویی با خبرنگار آن روزنامه وزین شرکت کردم تا با بررسی وضعیت جنگل‌های زاگرس، ابعاد فاجعه‌بار زوال و خشکیدگی دراین جنگل‌ها را مورد تحلیل کارشناسی قرار دهیم. اما متأسفانه گزارش تنظیمی که در صفحه 7 شماره 2339 روز چهارشنبه مورخ 29 آبان 1392 آن روزنامه منتشر شده است دارای ایرادات اساسی در انتخاب تیتر و مقدمه است که برگرفته از سخنان و دیدگاه‌های کارشناسی بنده نبوده و به‌نظر می رسد خبرنگار محترم در اثر کم‌دقتی دچار اشتباه در انتخاب تیتر شده است.

     اعلام سازمان جنگل‌ها به‌عنوان مقصر تخریب زاگرس؛ به‌هیچ وجه دیدگاه نگارنده نبوده و حتا برخی از نکاتی را که در مقدمه گزارش آورده شده است برگرفته از مضامین سخنان و گفته‌های بنده نبوده و مسئولیت تنظیم تیتر و مقدمه بر عهده خبرنگار آن روزنامه است.

     همان‌طور که در بخشی از این گفتگو نیز اشاره کرده‌ام؛ مقصر اصلی در تخریب زاگرس نه‌تنها سازمان جنگل‌ها و یا سازمان حفاظت محیط زیست نبوده بلکه این دو نهاد متولی به‌رغم ساختار انسانی نامتناسب و منابع مالی بسیار ناچیزشان، سزاوارانه برای حفاظت از طبیعت زاگرس و نجات تنوع زیستی آن تلاش می‌کنند اما سرچشمه اصلی مشکلات در جای دیگر است. البته ممکن است در برخی موارد مانند تأخیر در انجام مطالعات زوال جنگل‌ها و یا مقابله با ریزگردها ایراداتی وارد باشد که این کوتاهی‌ها نیز عمدتا" ریشه در کمبود اعتبارات و عدم تخصیص منابع مالی مورد نیاز دارد.

     بنابراین باور نگارنده بر این است که مقصر اصلی در تخریب زاگرس؛ عدم توسعه یافتگی در سال‌های گذشته، نبود ظرفیت‌های اشتغال متناسب با نیاز جمعیتی و وابستگی‌های معیشتی بیش از توان تولیدی جنگل‌‌ها در زاگرس بوده که یقینا" بدون همکاری مسئولانه همه اجزای دولت کار چندانی از دست سازمان‌ جنگل‌ها و یا سازمان حفاظت محیط زیست برنخواهد آمد.

درج نظر

تونل گلاب2؛ انحراف فاجعه‌بار زاينده‌رود در محدوده چهارمحال و بختياري

     دکتر حسین صمدی در ادامه سلسله یادداشت‌های خود در زمینه آثار و تبعات فاجعه‌بار پروژه‌های انتقال آب بین حوضه‌ای از سرشاخه‌های کارون بزرگ در استان چهارمحال و بختیاری به فلات مرکزی و اصفهان، در یادداشتی تأمل‌برانگیز به ماجرای حفر تونل گلاب2 و انحراف جریان زاینده‌رود در محدوده استان چهارمحال و بختیاری پرداخته که ناباورانه اضافه بر نابودی اکوسیستم بخشی از رودخانه زاینده‌رود که در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است، معیشت و زندگی مردمان منطقه سامان و 22 روستاي حاشيه رودخانه زاينده‌رود در چهارمحال و بختیاری را با تهدیدهای جدی مواجه خواهد کرد.

     شرح کامل این ماجرای تلخ و فاجعه‌بار که این متخصص آب ارسال کرده است در زیر با خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری به اشتراک گذاشته می‌شود:

 تونل‌هایی که منشأ منازعات و بحران‌هاي محیط زیستی آينده خواهند شد!

حسين صمدي بروجني - دانشيار دانشگاه شهركرد

     طرح تونل گلاب در لواي طرح انتقال آب شرب كاشان از سال 1384 توسط استان اصفهان مطرح گرديد و شامل دو فاز تونل 1 و 2 گلاب است. تونل گلاب1 با طول 10 كيلومتر و قطر 3.8 متر براي انتقال 1.7 مترمكعب بر ثانيه آب از زاينده‌رود به محل تصفيه‌خانه كاشان است كه حفر آن مراحل پاياني را مي‌گذراند و به دليل ظرفيت پايين، براي استان چهارمحال و بختياري مشكلي ايجاد نمي‌كند. تونل گلاب 2 به طول 17 كيلومتر و ظرفيت 23 مترمكعب‌برثانيه در ادامه تونل 1 گلاب قرار دارد كه آب منطقه‌اي اصفهان با انعقاد قراردادهاي اجرائي، عمليات حفر آن را آغاز كرده و تا پايان سال 1391 در حدود 2 كيلومتر از اين تونل را حفر نموده است.

    اين طرح زاده تحريف در سيماي طرح انتقال آب به كاشان با ظرفيت نهائي 1.7 مترمكعب بر ثانيه است و از محل اعتبارات استان اصفهان بدون اخذ مجوزهاي زيست محيطي و قانوني انجام مي‌شود و از اين نظر داراي وجاهت قانوني نيست. با توجه به ظرفيت بالاي تونل گلاب2 و انحراف رودخانه زاينده‌رود در محدوده استان چهارمحال و بختياري توسط اين تونل، مردم منطقه سامان و 22 روستاي حاشيه رودخانه زاينده‌رود در اين استان، از نيمه اول سال 1390 اعتراض‌هايي را آغاز كرده و نگراني خود را از خطر انحراف آب رودخانه زاينده‌رود و احتمال خشك شدن باغات خود ابراز نمودند. در حاليكه اين نارضايتي‌ها همچنان ادامه دارد و مسئولين استان بر اين امر اتفاق نظر دارند كه نبايد تونل 2 گلاب حفر شود و اظهارنظرهاي كارشناسي نيز در اين ارتباط مؤيد اين موضوع است كه حفر تونل 2 گلاب فاقد توجيه از نقطه نظرهاي اقتصادي، فني، اجتماعي و زيستمحيطي است، ولي وزارت نيرو در خصوص توقف عمليات اجرائي اين تونل اقدام نمي‌نمايد.

     لذا براي روشن شدن موضوع در اينجا به دلايل غيركارشناسي بودن حفر تونل گلاب 2 پرداخته مي‌شود كه اميد است در يك فضاي كارشناسي و بدور از تعصبات محلي و منطقه‌اي، اين موارد مورد توجه قرار گيرد و در اسرع وقت عمليات حفر تونل گلاب 2 كه هم اكنون كه به انتهاي سال 1391 نزديك مي‌شويم در جريان است، متوقف شود:

ادامه نوشته

هشدار متخصصین آب برای آغاز منازعات و تنش‌های اجتماعی در چهارمحال و بختیاری

     دانشیار دانشگاه شهرکرد و متخصص برجسته حوزه آب کشور، اجرای پروژه انتقال آب بین حوضه‌ای از سرشاخه‌های کارون بزرگ به اصفهان و فلات مرکزی کشور که قرار است با احداث تونل 65 كيلومتري از عمق بيش از 300 متري دشت‌های کشاورزی شرق استان چهارمحال و بختياري صورت پذیرد را منشأ منازعات و بحران‌های اجتماعی آینده در منطقه می‌داند. دوست ارجمندم دکتر حسین صمدی بربنیاد اسناد و مدارک مندرج در مطالعات مشاور پروژه و همچنین یافته‌های پژوهشی و تحقیقاتی فنی و اجتماعی خود، یادداشتی را تهیه کرده است که شرح کامل آن‌را با خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری به اشتراک می‌گذارم:

تونل بهشت آباد؛ منشأ منازعات و بحران‌هاي اجتماعي آينده

حسين صمدي بروجني - دانشيار دانشگاه شهركرد

     در سال‌هاي اخير، طرح انتقال آب بهشت‌آباد از استان چهارمحال و بختياري به فلات مركزي ايران مطرح شده كه در مطالعات آن تنها گزينه بررسي شده احداث تونل 65 كيلومتري از عمق بيش از 300 متري اراضي شرق استان چهارمحال و بختياري است. عمق قرارگيري زياد تونل، طولاني بودن تونل و شرايط خاص زمين‌شناسي مسير عبور تونل و فرضيات دست بالا در ميزان آب قابل انتقال باعث شده اين طرح در معرض انتقادهاي شديد كارشناسي قرار گيرد. از جمله اين موارد مي‌توان به مقالات، نامه‌ها و گزارشاتي اشاره كرد كه از سوي مجامع علمي و قانوني مختلف ارائه و منتشر شده است.

     نامه سازمان حفاظت از محيط زيست كشور در تاريخ 23 مهر 1386، گزارش فروردين‌ماه 1387 و مرداد 1391 مركز پژوهش‌هاي مجلس (قابل دستيابي در سايت www.Majlis.ir)، گزارش شركت مهاب قدس در مورد طرح بهشت‌آباد در سال 1389، عدم تأييد طرح بهشت‌آباد در كميته تخصصي آب وزارت نيرو، نامه سازمان بازرسي كل كشور به وزارت نيرو در تاريخ 13 شهریور 1390 و نامه‌هاي متعدد انتقادي از سوي مسئولين و نمايندگان استان‌هاي چهارمحال و بختياري و خوزستان در مورد اين طرح اشاره كرد. چه‌بسا اجراي طرح با وضع كنوني، تبعات منفي هم براي حوضه مبدأ و هم براي حوضه مقصد در پي خواهد داشت كه خلاصه آن به شرح زير بيان مي‌گردد:

ادامه نوشته

علل بحران كم آبي در زاينده‌رود از نگاه یک متخصص آب

   

     بررسی‌های کارشناسی دوست ارجمندمان دکتر حسين صمدي بروجني؛ دانشيار دانشگاه شهركرد و محقق مرکز تحقیقات منابع آب استان چهارمحال و بختیاری گواه حقیقتی تلخ است که حکایت از بحران مدیریت بر منابع آبی زاینده‌رود دارد. در یاداشتی که در زیر با خوانندگان فرهیخته طبیعت بختیاری به اشتراک گذاشته شده است، علل بوجود آمدن بحران کم آبی در زاینده‌رود از نگاه این متخصص حوزه آب مورد واکاوی قرار گرفته است:

بحران كم آبي در زاينده رود و علل آن

حسين صمدي بروجني - دانشيار دانشگاه شهركرد

     رودخانه زاینده‌رود به عنوان بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران در حوزه گاوخونی واقع گردیده است. این رودخانه نقش مهمي در تامین آب شرب،  صنعت و کشاورزی مناطق مرکزی ایران دارد.  آبدهي اين رودخانه داراي تغييرات زيادي بوده بطوريكه در ترسالي‌ها آبدهي اين رودخانه به بيش از 2000 ميليون مترمكعب(2 ميليارد مترمكعب در سال) مي‌رسد و در خشكسالي‌ها این رقم به حدود 700 ميليون مترمكعب كاهش مي‌يابد.  متوسط آبدهي اين رودخانه در 20 سال اخير در حدود 1300 ميليون مترمكعب است.  عمده منابع آب زاينده‌رود از كوهستان‌هاي بختياري در زاگرس مركزي سرچشمه مي‌گيرد و به منظور تقويت آب اين رودخانه برخي تونل‌هاي انتقال آب نظير تونل‌هاي كوهرنگ 1، 2، و 3، تونل چشمه لنگان و تونل خدنگستان حفر شده و برخي تونل‌هاي ديگر نظير بهشت‌آباد و كوگان مطالعه شده است.  استان چهارمحال و بختياري با دارا بودن 7.5 درصد از مساحت حوضه رودخانه زاينده‌رود،  نزديك به 80 درصد منابع آب زاينده‌رود را تأمين مي‌كند. ولي سهم برداشت آب اين استان كمتر از 10 درصد منابع آب رودخانه زاينده‌رود است. اين در حالي‌است كه سال‌هاي اخير تبليغات گسترده‌اي شده كه علت اصلي خشك شدن زاينده‌رود، به برداشت‌هاي بالادست در استان چهارمحال و بختياري نسبت داده شود. كافي‌است به آمار 37 ساله اخير منتشره از سوي وزارت نيرو مراجعه شود كه متوسط دبي رودخانه زاينده‌رود در محل سد تنظيمي زاينده‌رود - كه در مقطع ورودي رودخانه به استان چهارمحال و بختياري واقع است - برابر 46 مترمكعب بر ثانيه بدست مي‌آيد و براساس همين آمار متوسط دبي رودخانه زاينده‌رود در محل پل زمانخان - كه در حوالي مقطع خروجي رودخانه از استان چهارمحال و بختياري واقع است -  برابر 46.4 مترمكعب بر ثانيه بدست مي‌آيد كه تفاوت معني‌داري بين اين دو مقدار وجود ندارد.  اين نشان مي‌دهد آب مصرفي در محدوده استان چهارمحال و بختياري عمدتأ از طريق زايش‌هاي مسير رودخانه تأمين مي‌شود.  لذا نسبت دادن علت خشكي زاينده‌رود به برداشت‌ها در استان چهارمحال و بختياري از اساس فرضيه اشتباهي است.

صمدی

     به‌منظور روشن شدن ريشه و علل اصلي و واقعي خشك شدن زاينده‌رود، در اين نوشتار عوامل مؤثر در ارتباط با خشكي زاينده‌رود براساس اطلاعات و گزارشات مستند، مورد بحث قرار گرفته است.  ضمن آنكه به تأثير افت آب‌هاي زيرزميني دشت‌هاي حاشيه رودخانه زاينده‌رود بر حيات زاينده‌ رود نيز پرداخته شده است:

ادامه نوشته