درست است که امروز در وبلاگستان سبز کم کاری داریم، سرخوردگی و ریزش داریم، مطالب مون گاه از پشتوانه ی علمی قابل دفاعی برخوردار نیست و برای اینکه به روز باشیم به کپی برداری مطالب تکراری و سطحی دیگران روی میآوریم و بدتر اینکه عادت کرده ایم سطحی برخورد کنیم، اما آیا صفر مساوی با 10 است؟ و باید بی خیال همین ده هم بشویم و یعنی کسی حرفی برای گفتن ندارد!

   درسته که همه روز شاهد رخدادهای تلخ در حوزه محیط زیست وطن هستیم اما همین تلنگرهای نرم دوستان که مدام دو انگشتی به بعضی ها ! زده می شود بی تأثیر در آشفته کردن خواب طبیعت ستیزان وطنی نیست. شاید نتوانسته باشند سزاوارانه در دفاع از طبیعت سبز وطن موفق باشند و درخور از آن پاسداری کنند اما در همین بی رمقی و بی حوصله ای به قول بعضی ها، از شدت و حجم خیلی از وقایعی که در سال های نه چندان دور گذشته اتفاق می افتاده کاسته اند، یا اینکه حداقل وقوع آن ها را به تأخیر انداخته اند.

   امروز دیگه با فراغ بال روزهای گذشته سوار بر اسب قدرت به سرمایه های طبیعی سرزمین مادری مان نم تازند چرا که خیلی زود به نقد کشیده خواهند شد و اعمال زشت شان برملا خواهد شد و اگر گاها" نشده ناشی از دور بودن و بی خبری طرفداران محیط زیست از همدیگر و عدم همپوشانی لازم آنان بوده است. مصادیق موارد فوق را در همی سالی که در ماه های پایانی آن هستیم را در زیست بوم بختیاری داشته ایم، اگر نبودند همین دوستان متهم! به طور قطع شدت خسارت های وارده در وقایع تأسف باری مثل تالاب گندمان و منطقه حفاظت شده هلن و چین و ... به مراتب بیشتر از این هایی بود که بدبختانه شاهدش بودیم و شک نکنید که بیشتر از این ها شاهد وقوع چنین فاجعه های زیست محیطی غم انگیزی در نقاط بیشتری از طبیعت وطن مان هم می بودیم.

   البته که نگرانی هایی هم هست اما به نظر می رسد بیشتر از آن جهت باشد که تعداد طرفداران این حوزه به نسبت مدعیان و تحصیل کردگانش خیلی کمتر از آن چیزی است که باید باشد و شاید در شرایط امروزی کمیت این افراد به مراتب با اهمیت تر از کیفیت آنان است هر چند که عمیق بودن آنان می تواند تأثیرات شایسته تری بر پایداری زیست بوم وطن داشته باشد.

و کلام آخر این که

   بهتر است امروز روز یار گیری باشد حتا اگر حرفه ای نباشند، باید برنامه ریزی های بلند مدت داشت و از اوضاع فعلی هم غافل نبود و مهمتر اینکه باید با هم بود ...